او را هم زدند و تمام آثار وى از ميان رفت و نشانى از وى نماند .
مزاريق الهند
- سهام التّرك .
مزامير داود .
نى داود . ابو عاصم از گفتهء ابن جريح آورده كه او گفت از عطاء دربارهء خواندن قرآن با آواز و حداء پرسيدم ، گفت : رواست ، كه عبيد الله بن عمير الليثى به من گفت كه داود ( ع ) نى هايى داشت كه هنگام خواندن زبور در آنها مىدميد ، و چون آدميان و پريان و ددگان و پرندگان بر او گرد مىآمدند آواز او آنها را به ناله و نوا وامىداشت . حجّاج گفته :
هذا و معشوقتى مجنجنة * أطيب من جنجن بطنبور
لها غناء أشجى اذا نغمت * من صوت داود بالمزامير
يعنى : آنك معشوقهء من - كه سينهاى برجسته - خوشتر از سينهء طنبور دارد و آوازى سوزناكتر از آواى داود ، كه با مزمار بخواند . ديگرى گفته : آواز خوش او به نى مانند شده و او نى و سازى نداشته و خدا داناتر است .
مزجر الكلب .
كسى را كه در پايين و جاى دور تر بزم و مجلس باشد گويند در جايى است كه سگان را آنجا برانند ، همان گونه كه گويند در صفّ النعال است ابو سفيان بن حرب گفته :
و ما زال مهوى مزجر الكلب منهم * لدن غدوة حتّى دنت لغروب
از آغاز سپيده تا فرا رسيدن غروب يكسره در جايگاه سگان آنها جاى داشت .
مسترعى الذّئب .
چون كسى ، چيزى را در جاى خود ننهد يا شخصى ناشايستهاى را به كارى شايسته گمارد يا خائن ناراستكار را راستكار شمارد ، گويى كه گوسفندان را به دست گرگ ستمكار سپرده و از گرگ چوپانى چشم داشته باشد و گويند : ستمكار است آن كه از گرگ چوپانى خواهد ، و ستمكارتر آن كه [ بره را ] پيش گرگ امانت گذارد .
مسجد دمشق .
مسجد دمشق از ساختههاى بنى اميّه است كه در زيبايى بدان مثل زنند .