مطر الرّبيع .
روستاييان گويند : باران بهارى سراسر آبست « 1 » يعنى سراسر سود و بركت است و اين از آن روى است كه آب مايهء زندگى هرچيز است و به باران بهارى است كه زمين مرده زنده گردد و اگر بخشى از باران فصلهاى ديگر هدر مىرود امّا قطرهاى از باران بهارى هدر نمىرود . شاعر براى نوشندهء دوانيكو گفته :
و جال نفع الدّواء فيك كما * يجول ماء الرّبيع فى الغصن « 2 »
مطر مصر .
چيزى سودمند را - كه زيان رساند - به باران مصر مانند كنند ؛ زيرا از بديهاى مصر اين كه آنجا باران نمىبارد ، و چون باران ببارد مردم ، آن را سخت ناخوش دارند . خداوند فرموده :
« وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ »
« 3 » و مراد از بشارت ، باران است . و اين رحمت و بركتى است كه خداوند براى مردم مىفرستد و آنها آن را ناخوش دارند و آن باران با آنها ناسازگار است و كشت آنها با آن باران نمىبالد .
جاحظ گويد : هر گاه در مصر سه روز پياپى باد « مريسيّه » يعنى باد جنوب بوزد ، مردم حنوط و كفن بخرند و يقين دارند كه بيمارى همگانى شايع خواهد شد .
مطمح النّسر .
ابن الرومى مطمح و نظرگاه بلند كركس را با شنا كردن ماهى در دريا به زيبايى جمع آورده و گفته :
أنظر إلى الدّهر هل فاتته بغيته * فى مطمح النّسر أو فى مسبح النّون
يعنى : روزگار را بنگر كه آيا خواست او [ در كشتن و نابود كردن موجود است ] - در اوج گرفتن كركس يا در شنا كردن ماهى [ در زير دريا ] از دست او در مىرود ؟ !
مطيّة الجهل .
جوانى را مركب نادانى خواندهاند و ابن عبّاس در تفسير آيهء
« إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ »
« 4 » چنين گفته . سفيان نيز از زبان حسن « جاهلون » را « جوانان »
هامش
( 1 ) - متن : چاپ قاهره : مطر الربيع مأكلة اى نفع كلّه . و متن حاضر : مطر الربيع ماء كلّه اى نفع كلّه ( م . ) .
( 2 ) - متن : فى المطر . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م . )
( 3 ) - سوره اعراف ، 57 .
( 4 ) - سوره يوسف ، 89 .