و يوم كابهام القطاة مزيّن * الّى صباه غالب لى باطله
يعنى : بسا روز به كوتاهى شست مرغ سنگخوار كه عشق او بر من مىآراست و ياوههاى آن بر من چيره بود .
و در نامهاى از صاحب بن عبّاد آمده : اقصر من اباهيم القطا و انامل الحبارى :
كوتاهتر از انگشتان شست مرغ آتشخوار و سر انگشتان آهو بره . در شعر يكى از شاعران مولّدين آمده : اقصر من اظفور عصفور يعنى : كوتاهتر از ناخنان گنجشك .
أبو الأبيض .
شير خوردنى را گويند .
أبو الاخطل .
كنيهء استر است و چنين است « ابو قموص » . به زنى عرب استر مادهاى پيشكش دادند تا سوار شود ، گفت چه چموش است ! گويى « ابو حبوص » و يا « ابو قموص » است . و « حبوص » يعنى تند تاز .
أبو أذراص
- أبو ليلى .
أبو الأمن .
حالت سيرى را گويند .
ابو ايّوب .
كنيهء شتر است و چنين است ابو صفوان . ابن الرومى - در هجو ابو ايّوب سليمان بن عبد اللّه بن طاهر گويد :
يا ابا ايّوب هذى كنية * من كنى الانعام قدما لم تزل
و لقد وفّق من كنّاكها * و اصاب الحقّ فيها و عدل
قد قضى قول لبيد بيننا : * « انّما يجزى الفتى ليس الجمل »
يعنى : اى ابو ايّوب همواره و از روزگاران كهن اين كنيه از آن چارپايان بوده .
پس هر كس اين كنيه را به تو داده راستى كه حقيقت گفته و توفيق يافته و ناراست نگفته ، يقينا سخن لبيد در ميان ما حكم كرده : « بىگمان جوان را پاداش و كيفر دهند نه شتر را » .
ابو براقش .
آشيانه باف ، پرندهاى است كه در روز پرهايش به هر رنگ مىزند و