تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
مىخواهم آشكارا ببينم .

أبناء درزة .

كنايه از فرودستان و پستان است كه اولاد درزه نيز گويند . مبرّد گفته : آنها درزيهايى بودند از مردمان كوفه كه با زيد بن على خروج كردند . يكى از خوارج به نام حبيب بن جدرة الهلالى گفته است :
أابا حسين لو شراة عصابة * علقتك كان لوردهم اصدار
أابا حسين و الامور الى مدى * أبناء درزة اسلموك و طاروا
يعنى : اى ابو حسين ، اگر گروهى از خوارج به تو دست يابند براى ورود ايشان خروجى هست . اى ابو حسين تمام امور در سراسر روزگار ابناء درزه هستند كه تو را تسليم كنند و واگذارند ( از ميدان درروند ) .

أبناء الدّهاليز .

مقصود افراد فرومايه و پست ، و ناپاك زادگان‌اند .

إبنة الجبل :

پژواك فرياد كه از كوه بازگردد . در امثال عرب آمده : هو ابنة الجبل . يعنى با هر آوايى همراه و همسو است ، همان گونه كه به كوه هر آوازى دهى ، آن را بازمىگرداند . و نيز گويند : مانند دختر كوه ( پژواك ) كه هر چه گويى بگويد . نيز گفته‌اند مراد از ابنة الجبل ، مار است . امرء القيس گفته :
بدّلت من وائل و كندة عد * وان و فهما صمّى ابنة الجبل
يعنى : جاى وائل و كنده را ، عدوان و فهم براى من گرفته ، اى مار كر باش [ و ناگواريها را مشنو ] . نيز هر گاه دو گروه از صلح و آشتى روى برتابند و به جنگ برخيزند به مار مانند كنند كه به افسونگر خويش پاسخى نمىدهد و رام نمىشود . در اين هنگام گويند : صمّى صمام ، و صمّى ابنة الجبل : يعنى چون مار كر باش . كميت نيز گفته :
فايّاكم ايّاكم و ملمّة * يقول لها الكانون صمّى ابنة الجبل