به صحبت فرقدان مثل زنند . بحترى گفته :
كالفرقدين إذا تأمّل ناظر * لم يعل موضع فرقد عن فرقد
يعنى : چون نگرنده درنگ كند آن دو را مانند فرقدان خواهد ديد كه جاى يكى ، از آن ديگرى فراتر نيست .
صحّة الظّبى .
- صحّة الظّليم .
صحّة الظّليم .
به تندرستى شترمرغ مثل زنند و گويند « أصحّ من ظليم » يعنى فلان از شتر مرغ تندرستتر است زيرا كه شتر مرغ بيمار و نالان نگردد ، هنگامى كه بيمار شود ، بىدرنگ بميرد . گفتهاند آهو نيز چنين است .
صحّة الغراب .
به تندرستى زاغ مثل زنند ، همان گونه كه به تندرستى شتر مرغ مثل زنند و گويند فلان كس از زاغ نيز تندرستتر است . او جانورى است كه هرگز بيمار و نالان نشود و هيچ بيمارى نشناسد مگر در دم مرگ ، رنج مردن را .
صحف ابراهيم .
وهب بن منبّه گفته : خداوند بر ابراهيم بيست صحيفه فرو فرستاد كه همه پند و امثال و حمد و ستايش خدا بوده ، از آن جمله اين بود : اى پادشاه چيره ، اى مغرور گرفتار ، من تو را براى آن نفرستادم كه در دنيا مال را روى مال انباشته كنى ، و نه براى آن كه شهرها و باروها بسازى ، بلكه براى اين منظور كه دعاى ستمديدهاى را از من بازگردانى زيرا من دعاى هيچ كس را - هر چند كافر - باز نمىگردانم . و در روايتى آمده كه آن صحيفهها همه به آسمان بازگردانيده شد و چيزى از آن در دست مردم نماند .
كنون از آن به عنوان چيزى متروك و فراموش شده مثل زنند ، چنان كه صاحب [ بن عباد ] در نامهاى به يكى از ياران نوشت : مرا از ياد بردى و در ميان صحف ابراهيم و موسى پيچيدى و اين بايسته نبود .
صحيفة المتلمّس .
دربارهء كسى كه نامهاى با خود مىبرد كه فرمان كشتن وى در آن است ، مثل زنند . اصل آن چنان بود كه طرفة بن العبد و دائى وى