عبد قيس برخاستند و گفتند :
انّ الفساة قبلنا اياد * و نحن لانفسو و لا نكاد
يعنى : پيش از اين اياد بودند كه باد بدبوى از خود رها مىكردند ، امّا ما نه چنينايم و نه مىخواهيم چنان باشيم .
پس از آن كه عبد قيس ننگ ( فسو ) را خريد ، مردم ، عكاظ را ترك كردند ، و شاعرى گفت :
يا من رأى كصفقه ابن بيدره * من صفقة خاسرة مخسّره
المشترى الفسو ببردى حبره * شلّت يمين صافق ما اخسره
يعنى : هان ! چه كسى داد و ستد پر زيانى - مانند داد و ستد ابن بيدره - ديده چقدر زيان برد ! شل بادا دست خريدارى كه به دو برد ، ننگ « فسو » را خريد . . .
شيطان الحماطة .
جاحظ گفته : عرب چون زشت ديدار ببيند گويد : « ما هو إلّا شيطان الحماطة » . و مراد از شيطان ، ما راست و حماطة درختچه ايست [ مانند انجير كه در آن مار باشد ] همان گونه كه گويند : مردمان گمراهى ، و گرگ وادى و بيشه ، و بزد آهوى ريگزار . شاعر رجزگو گفته :
عنجرد تحلف حين أحلف * كمثل شيطان الحماط اعرف
يعنى : زن درشت خوى بد زبان ، مانند مار حماط كه داراى موى و خش باشد - هر گاه من سوگند مىخورم او نيز سوگند مىخورد . نيز - ضبّ السّحا .
[ ص ]
صابون الهموم .
كسرى مىگفت : شراب صابون غمهاست . و بازرگانان در مثل گويند بهاى دستادست و نقدينه ، صابون دلهاست ، يعنى كه مايه و بهاى دستادست خشم و آشوبى را - كه از امروز و فردا كردنهاى خريدار در پرداخت بدهى ، مىپوشاند و مىشويد و پاك مىكند .
صاحب الطوق
- نديما جذيمة .
صاعقة ثمود :
( آذرخش ثمود ) عبارت است از غرّشى كه قوم ثمود را گرفت و همگى در