در جاى خود به سينه افتاده و مردند ، و آن فرياد غرّش جبرئيل بود ؛ مانند « ريح عاد » در كشتن و نابود ساختن بدان مثل زنند .
و چون دربارهء حجّاج گفتند كه او از بجا ماندههاى ثمود است او در خطبهاى گفت : چنين مىپنداريد كه من از بجا ماندههاى قوم ثمود هستم ؟ خداوند متعال مىگويد : « و ثمود فما ابقى » « 1 » : خداوند ثمود را هلاك كرد و كس بجا نگذاشت . خداوند راست گفته و شما دروغ مىگوييد . و ابو الفرج ببغاء قرمطيان را نفرين كرد و گفت : خداوند آنها را گرفتار طوفان نوح ، سنگ لوط ، باد عاد و صاعقهء ثمود بگرداند .
صاغة حرّان
- صوفيّة الدّينور .
صبر ايّوب .
داستان آزمون ايّوب در سختى ، و شكيبايى او بر آن ، مشهور است و بدان مثل زنند . ابن لنكك گفته :
نحن من الدّهر فى أعاجيب * فنسأل اللّه صبر ايّوب
اقفرت الأرض من محاسنها * فابك عليها بكاء يعقوب
يعنى : در اين روزگار ، شگفتيهايى بر سر ما آمده كه از خداوند صبر ايّوب مىخواهيم زمين به نيكوييها نابارور گرديده ، بايد بر آن چون يعقوب گريه كنى .
صبر الحمار .
از بزرگمهر پرسيدند : با چه مايهاى بدين پايگاه رسيدى ؟ گفت : چون كلاغ سحرخيزى كردم و چون خر بردبارى ورزيدم و مانند خوك آزمند بودم . و از آن روى به شكيبايى و بردبارى خر مثل زنند كه به هر گونه خوارى و بىحرمتى و به جاى و خوراك نرسيدن مىشكيبد . مثل زدن به بردبارى خر از پارسيان است امّا عرب گويد : « بردبارتر از آدم نيازمند » و يا « بردبارتر از شترى كه هر دو پهلوى وى زخم شده باشد » « 2 » .
هامش
( 1 ) - سورهء نجم - 51 .
( 2 ) - متن : « أصبر من عود سنة جلب » ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم كه چنين است : « اصبر من عود بدقيّه جلب » كه با مجمع الامثال ( 408 : 1 ) نيز مطابق است . ( م ) .