صبغة الشّباب .
رنگ سياه را رنگ جوانى خواندهاند زيرا زيباترين نقش آدمى در چشم ، آن است كه موهايش سياه باشد . كشاجم در وصف چمنزارانى كه از انبوهى و سبزى به سياهى زنند گفته :
كسيت من أديمها الحلل الجو * ن غشاء أحسن به من غشاء !
مشبها صبغة الشباب و لمّا * ت العذارى و لبسة الخلفاء
يعنى : آن چمنزاران سبز كه از انبوهى به سياهى مىزنند جامههاى سبز به تن كردهاند ، وه كه اين جامه چه زيباست ! به رنگ جوانى و گيسوان دوشيزگان ماننده است و به جامهء خليفگان .
صبغة اللّه .
رنگ و رنگرزى خدا [ در آفرينش ] . در قرآن آمده :
« صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً »
« 1 » و من در كتاب « المبهج » خود گفتهام : تعالى الله ما ابدع صنعته ، و احسن صبغته ، و الطف صيغته : بزرگا آن خداى ! چه شگرف و بديع است ساخت او ، و چه نكو است رنگرزى و آفرينش او ، و چه لطيف است ساخت و ريخت او در آفرينش .
صحبة السّفينة .
دوستى و همدمى را كه در آن يكدلى نباشد به دوستى كشتى مانند كنند و آن از اين روى است كه بسا ديده مىشود كه كشتى نشستگان با هم همدمى كنند امّا پس از آن نسبت به هم دوستى نورزند . شاعر گفته :
من غاب عنكم نسيتموه * و روحه عندكم رهينه
أظنّكم فى الوفاء ممّن * صحبته صحبة السّفينه
يعنى : هركس كه از پيش شما رفت - هر چند جانش در پيش شما باشد - ولى شما فراموشش مىكنيد چنين پندارم كه در وفادارى و دوستى ، شما چون كشتى نشستگان هستيد .
صحبة الفرقدين .
مصاحبت و همدمى دراز ميان دو كس و برابرى و همسانى را
هامش
( 1 ) - سوره بقره - 133 .