مرا ربود . تو گويى كه ابرهاى خط خطى ، و در برابر آنها پشتههاى آراسته به گل و سبزه و خورشيد كه از پشت پردهء ابرها مىنگريست مانند سينهء بازان سپيد بود كه در يك راسته به صف كشيده باشند و رودروى آنها سينههاى طاووسان ، آنسان كه زبان از ستايش آن ناتوان بود .
صدر المجلس
- صدر الأمر و عجزه .
صدر النّهار
- صدر الأمر و عجزه .
صدع الزّجاج .
چيزى را كه شكستگى آن ترميم نشود و به هم نيايد به شكستگى و شكاف شيشه مانند كنند امير سيّد - خداوند قدرت او را پايدار بداراد - اين شعر را در اين باره از ابن علّاف براى من خواند كه :
قدّ ودّ قد جبرنا * ه فأعيتنا صدوعه
فإذا ودّك ممّا * كنت بالأمس تبيعه
يعنى : گسستن رشتهء دوستى را به هم آورديم ، پيوستن آن گسستگى ما را آزرده و رنجور ساخت و چون [ نيك بنگريستيم ] دوستى تو همانند ديروز بود ( يعنى شكاف و گسستگى آن به هم نمىآمد ) « 1 » .
صدق أبى ذرّ .
در راستى به ابوذر مثل مىزنند . از پيامبر ( ص ) روايت شده كه مىفرمود : « ما أظلّت الخضراء و لا أقلّت الغبراء بعد النبييّن أصدق لهجة من ابى ذرّ » : آسمان - پس از پيامبران بر كسى راستگوتر از ابوذر سايه نيفكنده و نيز زمين كسى چون او بر پشت نگرفته . شيواترين سخن مربوط به اين ضرب المثل ، گفتهء صاحب بن عبّاد است دربارهء مردى دروغگو ، و آن اين است : « فاخته در برابر او ابوذر است » . و عرب همان گونه كه در راستگويى به ابوذر مثل مىزنند در دروغگويى به فاخته تمثّل جويند « 2 » .
هامش
( 1 ) - از ايضاحات استاد دكتر سيد جعفر شهيدى . ( م . ) .
( 2 ) - عرب فاخته را به دروغگويى مىشناسد و مىگويد : در حالى كه هنوز درخت شكوفه نكرده او در آواز خود چنين مىخواند : « هذا اوان الرطب » : موسم خرماى رطب فرا رسيده ( م ) .