آوردهاند سه بار اتفاق مىافتد در ميان ماه شباط و ماه آزار . شاعرى در وصف آدمى خنك گفته : برخاستن فلان از ميان ما مانند سقوط جمرهها در زمستان بود .
سكّر الأهواز .
شكر از محصولات ويژه و مايهء نازش و كالاى تجارتى اهواز است . و با وجود آنكه نيشكر در جاهاى ديگر نيز پيدا مىشود امّا شكر ويژهء اهواز است و به شكر اهواز مثل زنند متنّبى گفته :
تقضم الجمر و الحديد الأعادى * دونه قضم سكّر الأهواز
يعنى : دشمنان در برابر او آتش و آهن را مانند شكر اهواز مىجوند . و از آنجا همه ساله با ماليات اهواز سى هزار پيمانه شكر به ارزش بيست و پنج هزار درهم پيش سلطان مىفرستند . از چيزهاى گرانبها - غير از شكر - آنچه به اهواز نسبت دهند ديباى شوشتر و خز شوش است . كشاجم در ستايش باغى گويد :
كانّ الذى دبّجت تستر * و طرّزت السّوس فيه نشر
يعنى : گويى - هر چه ديبا در شوشتر نگارين كرده و بافتهاند يا آنچه از خز شوشى آراستهاند - همه در آن باغ ريخته .
سكر الشّباب .
گويند مستى جوانى سختتر از مستى شراب باشد . و گفتهاند : مستى سه گونه است : مستى جوانى ، مستى حكمرانى ، و مستى شراب ، و اين از همه سبكتر باشد . و شاعرى شمار مستيها را به پنج رساند و نيكو گفته است :
سكرات خمس إذا منى المر * ء بها صار اكلة للزمان
سكرة المال و الحداثة و العش * ق و سكر الشّراب و السلطان
يعنى : پنج گونه مستى است كه چون خداوند كسى را با آنها بيازمايد خوراك و لقمهء روزگار گردد ، آنها عبارتند از : مستى دارايى ، و جوانى و عشق و شراب و حكومت . وقتى اين ابيات را به مردى پارسا خواندند ، گفت چرا مستى مرگ را نياورده كه خداوند فرموده :
« وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ