تَحِيدُ »
« 1 » .
سكر الولاية .
در « التمثيل و المحاضرة » جزو بيتهاى شاهد از ابن المعتزّ آوردهام :
سكر الولاية طيّب * و خماره صعب شديد
كم تائه بولاية * و بعزله ركض البريد
يعنى : سرمستى حكمرانى نيكو است امّا خمار و سر درد آن بسيار بد و سخت است . بسا كسا كه از حكمرانى ، گمراه سرگردان گرديده امّا سرانجام پيكى به عزل او دويده .
سلا الجمل .
عرب چيز بىمانند را به سلاى شتر نر ، مانند كند و چون سختى با غايت رسد ، گويد : « وقع القوم فى سلا جمل » و « سلا » پوستهاى نازك است به روى بچه شتر هنگامى كه از مادر زاييده مىشود و شتر نر چنين پوستهاى ندارد .
پس مثل « سلا الجمل » مانند « لبن الطير » است و « مخّ الذّرّ » و « حلم العصفور » « 2 » ، و « أير الخصىّ » و همهء اينها را دربارهء چيزى گويند كه پيدا نشود .
سلاح الحبارى .
سلاح هوبره . ناتوانى را كه با ابزار و وسيلهء ناچيز و پست در برابر دشمنى قوىتر از خود پايدارى مىكند و بسا هم به او پيروز مىآيد به سلاح هوبره مثل زنند . و اين از آن روى است كه سلاح هوبره فضله و پيخال اوست و هنگامى كه باز خواهد كه او را شكار كند فضلهء خويش به سوى او افكند و فضلهء او بسيار چسبناك است كه چون به بالهاى باز بيفتد پرهاى باز بهم بچسبد و حيوان از پريدن بازماند در اين هنگام هوبرهها بر او گرد آيند و دانه دانه پرهاى او را بكنند تا آنكه باز بميرد .
سلّم الشّرف .
يكى از حكيمان گفته : فروتنى نردبان شرف و والايى است ، و ديگرى گفته :
هامش
( 1 ) - سورهء ق - 19 .
( 2 ) - در جاى ديگر كتاب « حلم العصفور » آمده - حلم العصفور » ( م . ) .