مباشران آنها سفتههاى غصّهاند .
سفاد الدّيك .
به جستن خروس روى مرغ مثل زنند شاعر گفته :
صيّرنى الدّهر إلى تدليك * بعد سفاد كسفاد الدّيك
يعنى : پس از عشرت و جستن به روى ماده ، آن گونه كه خروس به روى مرغ جهد ، روزگار مرا گوشمالى سخت داد .
سفاد العصفور .
در ميان پرندگان گنجشك بيش از همه روى مادهاش مىجهد و از اين روى گويند كه عمر گنجشك از هر پرندهاى كوتاهتر باشد ، و نيز گويند - از ميان اسب و استر و خر و شتر و گاو و گوسفند و سگ و گربه و پرستو و كبوتر و مرغ خانگى و هر چه با آدمى خو مىگيرد و با آنها زندگى مىكند هيچ كدام كوته زندگاتنىتر از گنجشك نيست . در مثل گويند : « اسفد من عصفور » . شاعرى از معاصران گفته :
سقيا لأيّام الصّبا إذ أنا * فى طلب اللّذّة عفريت
أصيد كالبازى و لكنّنى * أسفد كالعصفور ماشيت
يعنى : ياد روزگاران شادى و عشرت خوش باد كه در كامجويى ، شيطان گربزى بودم چون شاهين هر چه مىخواستم شكار مىكردم و چون گنجشك هر وقت مىخواستم به روى ماده مىجستم .
سفرجل نيسابور
- قشمش هراة .
سفن البرّ .
به شتران ، كشتيهاى خشكى لقب دادهاند ، زيرا خداوند فرموده :
« وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ وَ خَلَقْنا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ ما يَرْكَبُونَ »
« 1 » و مردى عرب در ستايش ماده شترش گفته : اين ماده شتر من سفينهء برّى است . و ديگرى گفته : شتر ، كشتى برّى است و پوستش مشك آب ، و گوشتش بهترين مالها ، و سرگين آن هيمه ، و بهاى آن طلاست .
هامش
( 1 ) - سورهء يس ، 2 - 41 .