ميان سيب لبنانى است كه به رنگ دلپذير و بوى و طعم خوش معروف است كه آن را در زنبيلها و خورجينها به شهرهاى دور و نزديك مىبرند . و اين ابدال معمولا از آن سيب ارتزاق مىكنند و از ماهى ، و در هيچ ساعتى از شب و روز ، از ياد و پرستش خداوند دست نمىكشند و نه از ذكر نام او و راز و نياز در خلوت با او ، تا آن دم كه به جوار بخشايش او برسند . خوشا و نيكا به حال آنان ، و برگشتگاهى خوش آنان راست .
ابر النّحل .
عرب رسيدن به محبوب را پس از شكيبايى بر سختيها به نيش زنبور عسل مثل زنند يا به خار خرما . ابو تمّام گويد :
ذرينى انل ما ينال من العلا * فصعب العلا فى الصعب و السّهل فى السّهل
تريدين تحصيل المعالى رخيصة * و لا بدّ دون الشّهد من ابر النّحل
يعنى : اى محبوب بگذار مرا تا از والايى بدان جا رسم كه كس نرسيده است ، پس دشوارى و دست نيافتنى بودن هر چيز سبب ارجمندى آن است و آسانى هر چيز مايهء ارزانى و خوارى آن .
تو خواهى كه به والايى و ارجمنديها به بهاى ارزان دست يا بى ؟ ! حال آنكه دست يافتن به نوش انگبين ناگزير از نيش زنبور است .
ابليس الاباليس :
شيطان شيطانان . جرير در قصيدهاى گفته :
و ابن اللّبون اذا مالزّ فى قرن * لم يستطع صولة البزل القناعيس
انّى ليلقى علّى الشّعر مكتهل * من الشياطين ابليس الأباليس
يعنى شتر قوى سه ساله را چون در رسنى به بند كشند و ببندند نمىتواند حملهء شتران پير ده ساله را تاب آورد . براستى كه شعر را ابليس الاباليس - شيطان پير و نيرومند - به من تلقين مىكند .