[ آ ]
آخر الصّكّ .
اخر چك و سند . ابن الرومى پيش از همه بدان تمثّل جسته و در شعر خود آورده است و گفته :
لك وجه كآخر الصّكّ فيه * لمحات كثيرة من رجال
كخطوط الشهود مشتبهات * معلمات أن لست بابن حلال
يعنى : رخسار تو مانند پايان سند و قبالهها - كه نشانههاى بسيار از مردانى در آن باشد - خطوطى دارد به هم ماننده از شاهدان و گواهان ، و همگى آگهى مىدهند كه تو حلالزاده نيستى « 1 » .
آذان الهموم
- اذن الحائط .
آنية النّحل .
زبير بن بكّار با ذكر سند گويد كه مصعب بن زبير را به جهت جود و بخشش وى ، آنية النحل [ - ظرف شهد و انگبين ] مىگفتند . او نيكوترين و دلاورترين و بخشندهترين مردمان بود . عبد الملك مروان دربارهء او گفته : او سرورى ارجمند بود . و يكى از بزرگان دربارهء قتل او گفته :
فلا تحسب السلطان عارا عقابه * و لا ذلّه عند الحفائظ و الأصل
فقد قتل السطان عمرا و مصعبا * قريعى قريش و اللّذين هما مثلى
عماد بنى العاص الرفيع عماده * و قرم بنى العوّام آنية النّحل
يعنى : كيفر دادن سلطان را - كه بزرگان و دارندگان حميّت و اصل را خوار مىدارد - [ بر خويشتن ] ننگ مشمار .
هامش
( 1 ) - به ياد مىآورد آيهء :« يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ »را ( مترجم ) كه از اين پس همه جا با حرف « م » نشان داده خواهد شد .