جايگاه خود مىنالد و پرنده پهناى رودخانه را مىسپرد تا به آشيانهء خود رسد .
حوارىّ النبىّ .
( حوارى پيامبر ) لقب زبير بن العوّام است زيرا پيامبر ( ص ) مىفرمود :
هر پيامبرى را حوارى هست و حوارى من زبير است . او يكى از عشرهء مبشّره است كه پيامبر به آنها مژدهء بهشت داد ، و نيز يكى از اصحاب شورا بود .
هنگامى كه كشته شد ، او را با شمشيرش پيش على ( ع ) آوردند على به او نگاه كرد و گفت : اين همان شمشيرى است كه بارها و بارها گرد اندوه از چهرهء پيامبر ( ص ) سترده بود ، و آنگاه به قاتل وى - ابن جرموز - وعدهء آتش دوزخ داد و فرمود كه : از پيامبر ( ص ) شنيده بودم كه فرمود : « كشندهء ابن صفيّه را به آتش بشارت دهيد » .
حواصل آبسكون
- قشمش هراة .
حواصل مصر
- قشمش هراة .
حواصل هراة
- قشمش هراة .
حوت يونس :
ماهى يونس . كسى را كه بسيار پرخور و آزمند باشد و هر چيزى را با ولع ببلعد به ماهى يونس مانند كنند ، همان گونه كه به « عصاى موسى » تشبيه كنند . همانسان كه ابو الخطاب الصابى از راه شوخى ، به عز الدوله ابو منصور بختيار نوشت و فرمود كه از خوردنيهاى دلپذير آنچه در دسترس دارد آماده كند كه دير هضم و ناگوار نباشد ، بويژه كه سينهء مرغ و تهيگاه بره باشد و از پيه قلوه پرهيز كند كه مانع هضم مىشود ، چنان كه خورنده در بلعيدن چون ماهى يونس باشد و در فرو دادن چون عصا و اژدهاى موسى .
حوليّات زهير « 1 »
دربارهء اشعار بسيار ارجمند و و الا بدان مثل زنند . كه عبارت بوده از
هامش
( 1 ) - قصائد زهير بن ابى سلمى را حوليات نامند چه گويند او به چهار ماه قصيدهاى مىگفت و چهار ماه در تنقيح و تهذيب آن رنج مىبرد و چهار ماه ديگر آن را به علماء قبيلهء خود عرضه مىكرد ( دهخدا ) م .