تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
الفعليّ للحكم ، فكيف يقاس على ذلك عدم وجدان المكلّف المحتمل أن يكون [ عدم الوجدان ] بسبب ضياع النصوص الشرعيّة . و منها : قوله تعالى :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
و تقريب الاستدلال بالآية الكريمة أنّ المراد بالإضلال فيها إمّا تسجيلهم ضالّين و منحرفين ، و إمّا نوع من العقاب ، كالخذلان و الطرد من أبواب الرحمة ، و على أيّ حال فقد أنيط الإضلال ببيان ما يتّقون [ منه ] لهم ، و حيث
شرح
اين امر قياس مىشود به عدم وجدان از سوى مكلف كه احتمال دارد به سبب ضايع شدن نصوص شرعى باشد . [ لذا اگر فقيه بخواهد برائت جارى كند نمىتواند بگويد چون روايتى دال بر حرمت فلان چيز پيدا نكردم پس آن چيز در واقع حرام نيست ؛ بلكه شايد آن چيز حرام باشد و دليل حرمت صادر شده باشد ولى به فقيه نرسيده باشد . پس اين آيهء شريفه ، مانند آيهء قبل ، با محل بحث ما بيگانه است و برائت شرعى را اثبات يا نفى نمىكند . ]

از جملهء آيات سخن خداوند متعال [ در سورهء توبه آيهء 115 ] است :

« و خداوند برآن نيست كه گروهى را بعد از آنكه هدايتشان كرد به ضلالت ( عقاب يا انحراف ) بكشاند مگر آنكه آنچه را بايد از آن پروا كنند برايشان بيان كرده باشد . آرى خدا به هر چيزى داناست » . تقريب استدلال به آيهء كريمه آن است كه يا مراد از « اضلال » در اين آيه حتمى كردن گمراهى و منحرف بودن آنهاست [ ؛ يعنى هر قومى كه بعد از آشكار شدن حدود الهى و شمول هدايت خداوندى گمراهى و انحراف را برگزيند خداوند گمراه بودن آنها و منحرف بودن آنها را حتمى قرار مىدهد ] و يا مراد از « اضلال » نوعى عقاب ، مانند پستى و دورى از درهاى رحمت الهى است و درهرصورت « اضلال » معلّق گرديده است بر بيان حدودى كه از سوى هر قوم بايد رعايت شود و از آنجا كه « بيان » به آنها اضافه شده
دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 192 | السيد محمد باقر الصدر / رضا اسلامى