تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
و معنى الظهور الثاني أن يكون كشف الكلام تصديقا عمّا في نفس المتكلّم يبرز هذا المعنى دون ذلك ، فيقال حينئذ : إنه [ أي الكلام ] ظاهر فيه بحسب الدلالة التصديقيّة . و قد تقدّم أن الظاهر من كلّ كلام أن يتطابق مدلوله التصوّريّ مع مدلوله التصديقيّ . و على أيّ حال ، فموضوع الحجّيّة هو الظهور على مستوى الدلالة
شرح
انسان زودتر از ديگرى راه يابد . [ چنان‌كه ذهن انسان ، هنگام شنيدن لفظ اسد ، حتى اگر از دستگاه پخش صوت به گوش برسد ، سريع‌تر از هر معنايى به سراغ معناى حيوان مفترس مىرود . ] معناى ظهور دوم آن است كه كشف تصديقى كلام از آنچه در درون متكلم است ، اين معناى خاص و نه آن معناى ديگر را ابراز مىدارد . [ يعنى وقتى متكلم عاقل هشيار مىگويد « رايت اسدا » كلام او در اين ظهور دارد كه قصد خطور دادن معناى حيوان مفترس را دارد نه قصد خطور دادن معناى رجل شجاع را . ] پس در اين حال گفته مىشود كه كلام او به حسب دلالت تصديقى ، ظاهر در اين معناست . پيش از اين گذشت كه ظاهر هر كلامى آن است كه مدلول تصور آن با مدلول تصديقى آن متطابق باشد [ سابقا گفته شد كه ظاهر آن است كه مدلول تصديقى كلام متطابق با مدلول تصورى است و اين جهت آنست كه ظاهر حال هر متكلم در حال هوشيارى و جدّيت آن است كه برطبق مراد خود سخن مىگويد ، نه بر خلاف آن . پس مدلول تصوّرى برطبق مدلول تصديقى خواهد بود . بله در مقام اثبات از مدلول تصورى به مدلول تصديقى پى مىبريم و اين بدين معنا نيست كه مدلول تصديقى پيرو مدلول تصورى باشد . ]

به هر صورت موضوع حجيت عبارت است از ظهور بر پايهء دلالت تصديقى ،

[ بر خلاف نظر ديگر علما كه گويند موضوع حجيت ظهور تصورى است . ] زيرا معناى