خلاصه مطالب گذشته
1 . براى اثبات مفهوم وصف به دو وجه استدلال شده است : وجه اول آن است كه اگر حكم به انتفاى وصف منتفى نشود ، آوردن وصف خلاف ظهور حال متكلم خواهد بود و اين وجه رجوع به قاعده احترازيت قيود دارد و تنها انتفاى شخص حكم را مىرساند ، وجه دوم آن است كه اگر طبيعى حكم به انتفاى وصف منتفى نشود ، آوردن وصف لغو است .
2 . وجه اول از اين دو وجه براى اثبات مفهوم كافى نيست و وجه دوم مفهوم را در حد قضيهء سالبه كليه اثبات نمىكند . زيرا فايده ذكر وصف مىتواند اين باشد كه طبيعى حكم در تمام حالات انتفاى وصف ثابت نيست ، بلكه دستكم در بعضى حالات منتفى است و اين معناى سالبه جزئيه است .
3 . اگر وصف بدون موصوف آورده شود ، وجه دوم از اين دو وجه حتى برفرض صحتش در آن جريان پيدا نمىكند اما وجه اول برفرض صحتش هرچند امكان جريان دارد ، ولى از آنجا كه هيچيك از اين دو وجه فى حد نفسه صحيح نيست ، پس هيچگاه وصف دلالت بر مفهوم نخواهد داشت ، خواه با ذكر موصوف باشد يا بدون آن ، [ پس براى لقب نيز مفهوم نيست . ]
4 . ذكر غايت يا استثناء دلالت برآن ندارد كه حكم در تمام حالاتى كه غايت و يا مستثنى شامل آنهاست ، منتفى است ، مگر آنكه ثابت شود غايت براى طبيعى حكم و استثناء از طبيعى حكم صورت گرفته است .