تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
موضوع الحكم لا نفسه . و ما دام التقييد لا يعود إلى الحكم مباشرة فلا دلالة له على المفهوم [ و هذا هو ضابط ثبوت المفهوم او عدم ثبوته ] . و من هنا يقال : إنه لا مفهوم للوصف و يراد به [ اي بالوصف في اصطلاح الاصولى ] ما كان من قبيل كلمة « العادل » في هذا المثال [ اي ما يقيّد الموضوع ] .
شرح
است ، مفهوم ندارد ؛ يعنى ظهور ندارد در اينكه حكم دائر مدار وصف است . اين مطلب نظير آن است كه مىگوييم گوشت گوسفند مقوى است . معناى اين جمله آن نيست كه گوشت گاو مقوى نيست ، بلكه ذكر وصف داراى فوايدى است . از جمله آنكه شخصى از گوشت گوسفند سؤال كرده است يا در آن شهر گوشت گوسفند فراوان است يا بعضى خيال كرده‌اند گوشت گوسفند مقوى نيست يا راجع به گوشت گاو و مقوى بودن آن در جلسهء قبل سخن گفته شده است . گرچه ممكن است در بعضى از موارد ، وصف قيد اخراجى باشد . مثلا مىگويند آب سرد موجب ازدياد بلغم مىشود ، كه مفهومش آن است كه آب گرم چنين خاصيتى ندارد . ولى به عنوان يك ضابطهء كلى نمىتوان گفت همه جا وصف داراى مفهوم است . اساسا بهتر است چنين بگوييم كه در مانند مثال بالا معناى جمله چنين است : اگر آبى سرد باشد ، موجب ازدياد بلغم مىشود . پس در واقع رجوع به شرط دارد و از محل بحث بيرون است . آنگاه جملهء وصفيه دائما مفهوم ندارد ، اگر از اين قبيل نباشد .