تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
مدلول مادّته بل يزيد [ الفعل من حيث الإفادة ] عليها [ - المادة ] بدليل عدم جواز وضع كلمة « اشتعال » موضع كلمة « تشتعل » و هذا [ اي عدم الترادف ] يكشف عن أنّ الفعل يزيد بمدلوله على مدلول المادّة ، و هذه الزيادة تنشأ من الهيئة ، [ لانه لا بد لكل معنى زائد دال خاص ] و بذلك نعرف أنّ هيئة الفعل موضوعة لمعنى ، و هذا المعنى ليس معنى اسميّا استقلاليّا ، بدليل أنّه لو كان كذلك لأمكن التعويض عن الفعل [ بالاسمين اي ] بالاسم الدالّ على ذلك المعنى [ المدلول
شرح
مجموع دو اسم آن معنايى كه از آن فعل حاصل مىگرديد ، فهميده نمىشود . خلاصه آنكه فعل بسيط نيست ، بلكه مركب است و مركب از دو معناى اسمى نيست ، بلكه يك جزء آن معناى حرفى است كه مدلول هيئت مىباشد و جزء ديگر معناى اسمى است كه مدلول ماده مىباشد . اما بايد ديد هيئت فعل چه نوع ربطى ايجاد مىكند ؟ بايد بگوييم كه هيئت فعل ربطى ايجاد مىكند كه بين ماده و فاعل لازم است . در مثال « تشتعل النار » ، هيئت « تفتعل » معناى مصدر را كه « اشتعال » باشد ، به معناى فاعل كه « نار » باشد ، ارتباط مىدهد . از آنچه گفتيم معلوم مىشود كه تقسيم الفاظ از نظر اصوليون تقسيم ثنائى است . گرچه نحويان الفاظ را بر سه قسم تقسيم كرده‌اند ، ولى قسم سوم كه فعل باشد ، قسم مستقلى نيست ، بلكه به لحاظ ماده مندرج در اسم و به لحاظ هيئت مندرج در حرف است . تقسيم نحويون به لحاظ نكات ادبى است كه در نحو گفته شده و تقسيم اصوليون به لحاظ نكات اصولى است كه در اصول ياد شده است . در پايان اين بحث اضافه مىكنيم كه گاه براى معناى ربطى هيئت خاصى قرار داده مىشود كه ملفوظ نيست . مانند هيئت موجود ميان مبتدا و خبر كه در زبان عربى امرى معنوى است « 1 » ؛ به خلاف هيئت « تشتعل » كه امرى لفظى است . پس سه چيز دال بر
هامش
( 1 ) . در زبان فارسى اين معنا را لفظ « است » مىفهماند .