تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
المركب ] ممكن [ في بعض الموارد ] و لكنّه [ خارج عن محل بحثنا لانه ] استعمال للّفظ في معنى واحد لا في معنيين [ مستقلين ] . الحقيقة و المجاز و يقسّم الاستعمال إلى حقيقيّ و مجازيّ ، فالاستعمال الحقيقيّ هو استعمال اللفظ في المعنى الموضوع له الذي قامت بينه و بين اللفظ علاقة
شرح
به هم و تشكيل يك معناى بزرگتر است . بعد كه لفظ را در دو معنا استعمال مىكنيم ، ديگر استعمال در دو معنا نيست ، بلكه در واقع استعمال در يك معناست . در اصطلاح علمى مىگويند لحاظ دو معنا در عرض هم ممكن نيست . مراد از عرضيت اين است كه هر معنا مستقلا مورد لحاظ باشد و در هركدام به تنهايى لفظ را فانى كرده باشيم . يك بار شما مىگوييد « غذا » به معناى « نان » و بار ديگر مىگوييد « غذا » به معناى « برنج » و بار سوم مىگوييد « غذا » به معناى « گوشت » . بنابراين اگر مولى بگويد غذا بياور و در يك استعمال همهء آن معانى مختلف را قصد كرده باشد و قائل به امكان چنين استعمالى باشيم ، عبد اگر نان حاضر كند يك امتثال است و اگر نان و برنج حاضر كند دو امتثال است و همين‌طور . اما مىتوان اين معانى را در عرض هم قرار نداد ، بلكه همه را به هم ضميمه كرد و بگوييم « غذا » به معناى « نان و برنج و گوشت » مجموعا . پس اگر مولى بگويد غذا بياور و عبد فقط نان را بياورد ، امتثال صورت نگرفته است « 1 » .

حقيقت و مجاز

استعمال بر دو قسم است : استعمال حقيقى و استعمال مجازى . استعمال لفظ در
هامش
( 1 ) . به يك طريق ديگر مىتوان معانى مختلف را يك جا و در يك استعمال اراده كرد . به اين صورت كه بگوييم غذا به معناى آنچه انسان به آن تغذى مىكند ، كه نان يك مصداق و برنج و گوشت مصاديق ديگر آن است . اين صورت هم از بحث خارج است .