به عين » و يريد العين الباكية و الجارية معا بنحو يكون كل من المعنيين مقصودا مستقلا ] و لا يعقل إفناء الشيء الواحد مرّتين في عرض واحد .
فإن قلت : بإمكاني أن أوحّد بين المعنيين ، بأن أكوّن منهما مركّبا مشتملا عليهما معا و افني اللفظ لحاظا في ذلك المركّب ، كان الجواب : أنّ هذا [ اي انضمام معنى الى معنى و تكوين معنى مركب بنحو يكون كل من المعنيين جزء المعنى
شرح
از لفظ واحد در استعمال واحد ممكن است ؟ مىگوييم بنا بر اينكه تصور لفظ فانى در تصور معناست ، چگونه مىشود يك چيز در يك لحظه فانى در دو چيز مختلف باشد ؟
چنين استعمالى عقلا محال است و چيزى كه عقلا محال است ، مقدور نخواهد بود . به اين جواب مرحوم آخوند خراسانى ، صاحب كفاية الاصول ، اشاره كرده است .
اصوليون اين بحث را تحت اين عنوان مطرح كردهاند : « آيا استعمال لفظ واحد در اكثر « 1 » از معناى واحد در استعمال واحد ، ممكن است ؟ »
البته بايد توجه داشت كه دو معناى مختلف را به طور مستقل نمىتوان قصد كرد ؛ اما اگر دو معنا را با هم تركيب كنيم و از مجموع آنها يك معناى بزرگتر درست كنيم ، اشكال بر طرف مىشود . چون در اين صورت يك لفظ و يك معناى بزرگ لحاظ شده است . اين مطلب را تشبيه مىكنيم به نگاه كردن در آيينه . يك بار شما در آيينه تصوير خود را مىبينيد و به اندازهاى به آيينه نزديك شدهايد كه تصوير شما چهارچوب آيينه را پر كرده است و چيز ديگرى در كنار صورت شما ديده نمىشود . بعد شما كنار مىرويد و شخص ديگرى مىآيد و خود را به همين طريق مىبينيد . اما اگر بخواهيد صورت شما و صورت دوست شما در يك لحظه در يك آيينه ديده شود ، كمى از آيينه فاصله مىگيريد و هر دو تصوير در كنار هم در چهارچوب آيينه پر مىشود . اين كار مانند انضمام دو معنا
هامش
( 1 ) . كمترين فرض مسئله ، دو معناى مختلف است و اگر استحاله در اينجا ثابت شد ، در بيش از دو معنا به طريق اولى ثابت مىشود .