و مرموز ، كه نام او را ملحق بقصه ورود شطرنج بايران كردهاند « 1 » ، همان برزويهء طبيب است « 2 » ، كه در فصل هشتم از او سخن خواهيم راند . ظاهرا اندرز وزرگمهر در قرن نهم ميلادى ( دوم هجرى ) تأليف شده است ، ولى نصايحى كه از زبان بزرجمهر نقل كرده ، قسمتى مأخوذ از مقدمهء كليله و دمنه است ، كه برزويه آن را از كتاب پنچاتنتره « 3 » سانسكريت ترجمه نموده ، و قسمتى اقتباس از اندرزهاى قديمتر است « 4 » .
شرحهاى دلپسند از خوشگذرانى و تفريح طبقات عاليه عهد ساسانيان در رسالهء پهلوى موسوم به خسروى كواذان و ريذگى ( خسرو پسر قباد و يك غلام ) ديده مىشود « 5 » . در اين باب رجوع نماييد بفصل نهم اين كتاب .
قصههاى تاريخى مختصر را در آن عهد خيلى مىپسنديدهاند . متن بعضى از اين رمانها ، كه از تاريخ ساسانيان حكايت مىكند و در آخرين قرن سلطنت اين دودمان تأليف يافته ، موجود است ، ولى نگارش آن از قرون بعد از انقراض ساسانى
هامش
( 1 ) - ماذيگان چترنگ ، پايين را به بينيد . اين حكايت را فردوسى و ثعالبى و ديگران نيز آوردهاند .
( 2 ) - كريستنسن ، بزرگمهر ، ج 8 ، ص 81 و ما بعد .
( 3 ) -Pancatautra( 4 ) - متن پهلوى اندرزها را جاماسپ اسانا ( متون پهلوى ، ج 2 ؛ بمبئى 1913 ) بطبع رسانده است ؛ پندنامكى و زرگمهر ، اندرزى آذربذ مهرسپندان و اندرزى خسروى كواذان را پشوتن سنجانا در گنج شايگان ( بمبئى 1885 ) طبع كرده است ، پندنامگى زردشت را فريمانFreimanمنتشر كرده است ( مجله شرقى وين ، ج 20 ، سال 1906 ) . اندرز اوشنردانا رادبهر در بمبئى بسال 1930 چاپ كرد . در باب ارتباط متون سنجانا با متن - هاى چاپ جاماسپ اسانا ر ك فريمان مجله شرقى وين ، مدخل و كريستنسن ،Acta Orie ntalia، ج 8 ، ص 81 ، يادداشت 3 .
( 5 ) - متن پهلوى شاه خسرو وريدكوى ، ترجمه و طبع اونوالا ، پاريس 1921 .