است ، مانند كارنامگى اردشيرى پاپكان و ماذيگانى چترنگ ( قصهء بازى شطرنج ) « 1 » .
شرحهاى مختصرى راجع به بناى شهرهاى ايران در كتاب شهرستانهاى ايرانشهر هست « 2 » .
در خصوص ادبيات مانويان رجوع شود بفصل چهارم اين كتاب .
2 - روايات ساسانى كه در ادبيات عرب و ايران باقى است
چنان كه در زمان هخامنشيان مرسوم بود ، دربار ساسانيان نيز سالنامههاى رسمى داشت « 3 » . تصور ميرود كه مؤلف يا مؤلفان خوذاى نامگ از مندرجات اين سالنامهها استفاده كردهاند . خوذاى نامگ در آخر عهد ساسانيان و شايد در زمان يزدگرد سوم تدوين شده است « 4 » . نلد كه ثابت كرده است « 5 » ، كه اين تاريخ پهلوى مأخذ
هامش
( 1 ) - كارنامگ چندين بار در بمبئى بطبع رسيده است . ترجمه آلمانى آن را نلد كه در مطالعات در باب السنه هندوژرمنىBeitrage zur Kunde der Indogerman ischen Sprachenج 4 ، جاى داده است . ماذيگان چترنگ در متون پهلوى جاماسپ اسانا چاپ شده است و همين متن با ترجمه انگليسى آن در گنج شايگان پشوتن سنجانا مندرج است . مقايسه شود با كريستنسن ، شاهان ، فصل 2 .
( 2 ) - ماركوارت ، فهرست كرسيهاى ايالات ايرانشهرA Catalogue of the pro vincial Capitals of Eranshahr .، چاپ مسينا ، رم 1931 .( Anal ectaor entalia . 3 )مقايسه شود با تاواديا در مجله ادبيات شرقىOrientaische Litera turzeitung1926 ، ص 883 و ما بعد .
( 3 ) - اگائياش ، كتاب 2 ، بند 27 و كتاب 4 ، بند 30 - 27 ؛ تئوفيلاكتوس ، كتاب 3 ، بند 18 .
( 4 ) - مطالب آينده را با اضافات و تغييراتى چند از كتاب خود موسوم به سلطنت كواذ اول نقل كردهام .
( 5 ) - نلدكه طبرى ، مدخل ، صXIVو ما بعد ، و فقه اللغه ،II، ص 141 و ما بعد .