و داراى باغها و گلستانهاى بسيار بود ، مقام ميكرد و آنجا را اردشير خوره « 1 » ( فراردشير ) ناميد .
در روزگار جوانى قصرى در اين مكان ساخته بود ، كه آثار ويرانه آن هنوز پديدار است ( شكل 3 ) تالار ورود و تالارهاى چنين را بوسيله طاق چرخى پوشيده بودند ، ديوارهاى خارج پنجره نداشت ، اما داراى ستونهاى برجسته و طاقنما بود « 2 » .
در آن شهر اردشير آتشكدهء بنا كرد ، كه آثارش هنوز نمايان است .
* * * پنج قرن و نيم پس از سقوط دولت هخامنشى ، پارسيان همه اقوام ايرانى را مجددا در تحت قدرت خويش آورده ، شاهنشاهى جديدى در شرق تأسيس كردند ، كه با امپراطورى روم پهلو ميزد . تمدن ساسانى اگرچه دنبالهء تمدن اشكانى بود ، ولى مجدد و مكمل آن محسوب ميشد . بقاى رسوم عهد اشكانى از آثارى نمايان است ، كه در لغت دوره ساسانى باقى گذاشته است ، زيرا كه لهجه ايالت پارس ، يعنى ايرانى جنوب غربى ، كه زبان رسمى دولت شاهنشاهى جديد گرديد و مقام زبان ايرانى شمال غرب را ، كه در دربار اشكانى متداول بود ، احراز كرد ، مقدار كثيرى از لغات و اصطلاحات مختلفه از سلف خود عاريه نمود « 3 » . بعلاوه پادشاهان ساسانى در قرن سوم ميلادى هنوز در كتيبههاى خود زبان پهلوى اشكانى را با زبان پهلوى ساسانى توأما به كار ميبردند .
هامش
( 1 ) -Ardasher - Hhvarreh( 2 ) - هرتسفلد در كتاب زاره - هرتسفلد ، نقوش برجسته ، ص 128 و بعد ، و مجله شرقى آلمان 1926 ، ص 254 ؛ صنايع پوپ ،IV، ص 47 - 146 ؛ اردمان ، آتشكده ، ص 46 و بعد .
ديولافوا ( صنايع ايران قديم ، ج 4 ، ص 4 و بعد ) بغلط كاخ فيروزآباد را مربوط بدوره هخامنشى ميداند .
( 3 ) - ر ك بالاتر ، ص 63 .