تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
در نقش‌ها و سكه‌هاى ساسانى مكرر ديده شده است . « 1 » فقط در بعضى مسكوكات اوايل سلطنت اردشير اين علامت نيست و در آنجا شاهنشاه را با افسر بلند اشكانيان رسم كرده‌اند . گيسوان بلند و منظم اردشير حلقه‌وار بر دوش او ريخته است ، انتهاى ريش اردشير باريك شده در حلقه فرورفته است و قسمتى از ريش از زير آن حلقه نمايان است . پادشاه گردن‌بند مرواريدى آويخته و لبادهء آستين‌دارى پوشيده كه به بدنش چسبيده است . نوارهاى پهن چين‌خورده بكلاه او اتصال دارد و دنباله نوارها به پشت سر او افتاده است . اورهرمزد تاجى كنگره‌دار بر سر نهاده است و گيسوان مجعدش از بالاى سر و ميان تاج پيداست . حلقه‌هاى گيسو و ريش دراز و مربع او هيئتى بسيار عتيق دارد ، لكن از حيث لباس چندان با شاه متفاوت نيست . او نيز نوارهاى چين‌خورده دارد ، كه از تاجش آويخته است . زين و برگ اسبان يكسان است . فقط لوحى ، كه در قسمت مقدم زين شاه نهاده‌اند ، منقش بسر شيران برجسته است . اما زين اسب اورمزد داراى نقش گل است . در ميان پاهاى اين اسبان گوى سبكى به شكل گلابى - نمايان است ، كه آن را به وسيله زنجيرى از پهلوى اسب آويخته‌اند و اين گوى در اكثر نقوش برجسته ساسانى در كنار زين اسبان نقش شده است . در پشت سر شاه خواجه‌سرايى ايستاده ، كه كلاهى نمدى با علامت مخصوص بر سر دارد و مگس‌پرانى را برافراشته است . مردى كه كلاه‌خودى بر سر دارد ، زير پاى اسب شاه بر زمين افتاده و احتمال ميرود كه تصوير اردوان باشد ، كه ظاهرا عريان است . موى سر و ريشش از هم گسسته و سر مارى چند از ميان گيسوانش آشكار است . اين تصوير گويا اهريمن يا يكى ديگر از ارواح خبيثه را نشان ميدهد ، كه
هامش
( 1 ) - اين گوى در حقيقت يك نوع آرايش گيسوان ( يا كلاه‌گيس ) است ، كه از بالاى ديهيم بيرون آمده و هرتسفلد آن راKorymbosناميده است و آن اغلب از پارچه ابريشمى ، كه مرواريد يا جواهرنشان است ، پوشيده شده . ( هرتسفلد ، گزارش باستان ، ج 9 ، ص 104 و بعد .