كه هم خويش را صرف توسعه و ترقى مادى و معنوى كشور شاهنشاهى كرده و نصايح و اندرزهاى بسيار بيادگار گذاشتهاند . اردشير نيز در زمره اين سلاطين محبوب است ، نصايح و حكم فراوان از او نقل كردهاند « 1 » . بعلاوه اعمال شاهنشاه گواه لياقت نظامى و قدرت نفسانى و تدبير سياسى اوست و نيز از كارهاى او پى ميبريم ، كه زندگى اشخاص در نظر او قدرت نداشته است . در ظرف چند سال با دستى محكم اجزاء پراكنده كشور اشكانى را شيرازه بست و آن مملكت متشتت را بواحدى مستحكم مبدل ساخت و حتى بعضى از نواحى شرق را هم ، كه از اشكانيان فرمان نميبردند ، باطاعت آورد و چنان تشكيلاتى در سياست و ديانت آماده كرد ، كه بيش از چهارصد سال دوام يافت . مورخان مشرق هر وقت بخواهند در توصيف و تمجيد پادشاهى داد سخن بدهند ، بناى بلاد و حفر ترعهها و ساير اعمال عام المنفعه را به او منتسب ميكنند . در مورد اردشير چه از كتب مورخان مزبور و چه از نام شهرهايى ، كه با كلمه اردشير تركيب گرديده ، معلوم مىشود ، كه اين شاهنشاه در اين باب نيز فعاليت و اهتمام بسيار بخرج ميداده است . از جمله شهر سلوكيه ، كه اردشير آن را مجددا بنا نهاده ، وهاردشير خواند و اردشيرخوره و ريواردشير و رام اردشير ، كه هر سه در پارس بودند ، از بناهاى اوست . ديگر شهر باستانى مسن « 2 » ( كرخاى ميشان ) كه بنام استرآباذ اردشير مجددا آبادى يافت . ديگر شهر وهشتآباذ اردشير ، كه در آغاز اسلام بنام بصره آبادى از سرگرفت و غيره « 3 » .
بمرور زمان سرگذشت اين شهريار صورت افسانه به خود گرفته است . در افسانه كوچكى ، كه بنام كارنامگى اردشيرى پابكان « 4 » معروف و شرح اعمال و افعال اردشير در آن مندرج است ، مطالبى ديده مىشود ، كه متعلق بحكايت كوروش كبير
هامش
( 1 ) - كريستنسن ، شاهان ، فصل سوم .
( 2 ) -Mesene( 3 ) - طبرى ، 820 ، نلدكه ، ص 19 و بعد ؛ شدر و حسن البصرى ، اسلام ، ج 14 ، ص 31 .
( 4 ) - ر ك بالاتر ، ص 77 .