كه در ضمن نوشتههاى طبرى ديده مىشود « 1 » ، ماخوذ از يكى از افسانههاى عاميانه است « 2 » .
در سالهاى بعد پس از آنكه اردشير شهر مستحكم هتره « 3 » را مدتى محاصره كرد و نتيجه حاصل نشد ، بتسخير كشور ماد و شهر همدان پرداخت و بآذربايجان و ارمنستان حمله برد و اگر چه در آغاز موفق بفتح نشد ، ولى گويا بعد اين دو كشور را به تصرف آورده است . ممالك سكستان و ابرشهر ( خراسان فعلى ) و مرو و خوارزم و بلخ را متصرف شد و به اين ترتيب قدرت خود را بر نواحى شرق بسط داد .
بموجب روايت طبرى ، كه هرتسفلد صحت آن را تصديق مىكند « 4 » ، پادشاه كوشان ، كه دره كابل و پنجاب را در دست داشت . و پادشاهان طوران و مكوران ( ناحيه فعلى قزدار در جنوب كويته و مكران واقع در سواحل خليج عمان و اقيانوس هند ) سفرايى بحضور اردشير فرستادند و او را بشاهنشاهى شناختند . سلطنت او در آن تاريخ شامل ايران فعلى و افغانستان و بلوچستان و صحراى مرو و خيوه بود حد شمالى بشط جيحون ميرسيد و حد غربى به آخر بابل و عراق . شاهزادگان خانواده سلطنتى ، كه پىدرپى حكومت خراسان يافتند ، لقب كوشان شاه گرفتند . اردشير در سال 328 ميلادى به شهر « دورا » حمله برد « 5 » .
گفتيم كه اردشير رسما در سال 226 ميلادى تاج شاهنشاهى ايران را بسر گذاشت ولى درست نمىدانيم اين تشريفات در كجا انجام يافته است .
هامش
( 1 ) - ر كAO، ج 10 ، ص 45 - 44 .
( 2 ) - بعقيده هرتسفلد ، اينكه در كارنامه آمده است . كه اردشير در درگاه اردوان تربيت يافت . خالى از حقيقت تاريخى نيست و به اعتقاد او در اينموقع اردشير جوان دختر اردوان را گرفت و پس از قليل مدتى شاپور از اين وصلت بوجود آمد . اما نص كارنامگ و ساير اسناد دلالت بر اين دارد ، كه ازدواج اردشير بعد از قتل اردوان صورت گرفته است .
( 3 ) -Hatra( 4 ) - پايكولى ، ص 36 و بعذ ، و نيز ص 5 - 204 .
( 5 ) - رستووتزف ، شهرهاى كاروانى ( اكسفورد 1932 ) ، ص 116 .