سلطنت نشست .
البته اردشير مايل بود ، كه پادشاه سرتاسر ايالت پارس شود ، ولى پابگ از قصد پسر جاهطلب خود هراسان شده ، نامه بحضور شاهنشاه اردوان ( اردوان پنجم ) طلبيد ، كه تاج گوچيهر را بسر فرزند ارشد خويش شاپور گذارد .
شاهنشاه در پاسخ نوشت ، كه او پابگ و پسرش اردشير را ياغى ميشناسد .
پابگ اندكى بعد از اين واقعه بدرود حيات گفت و شاپور بجاى او نشست . ميان او و برادرش اردشير نزاع درگرفت . اتفاقا شاپور بطور ناگهانى وفات يافت و سبب را چنين نوشتهاند ، كه هنگام حمله بدارابگرد ، شاپور در خانه ويرانه فرود آمد غفلة سنگى از سقف جدا شد و او را از پاى درآورد . برادران ديگر تخت و تاج را باردشير تقديم كردند و بدينسان او در سال 208 ميلادى شاه شد . « 1 » اردشير چندى بعد براى جلوگيرى از خيانت و طغيان برادران فرمان داد ، كه همه آنان را بقتل آوردند . اردشير بعد از آنكه طغيان دارابگرد را فرو نشاند ، باستحكام مبانى قدرت خويش پرداخت و ايالت كرمان ، كه در جوار كشور او بود ، مسخر و پادشاه آنجا موسوم به ولخش « 2 » را اسير كرد . سواحل خليج فارس جزو قلمرو آن شهريار جهانگشا گرديد . گويند در اين ناحيه سلطانى بوده ، كه مردم او را چون خدايى مىپرستيدهاند . ، و وى بدست اردشير از پاى درآمد . اردشير بعد از بسط قدرت خود در تمام پارس و كرمان ، كه دنباله جغرافيائى « 3 » آن بشمار ميآيد ، فرمان داد تا در گور ( فيروزآباد كنونى ) قصرى و آتشكدهاى برآوردند و يكى از فرزندان خود را ، كه هم اردشير نام داشت ، والى كرمان كرد .
عاقبت ميان اردشير و شاهنشاه اشكانى جنگ درگرفت . اردوان پادشاه اهواز
هامش
( 1 ) - اين تاريخ در كتيبه شهر شاپور ذكر شده است . ر ك ملاحظات كريستنسن در مقاله گيرشمن ، مجله صنايع آسيايى ، ج 10 ، شماره 3 ، ص 128 - 127 مقايسه كنيد بالوى ، اورينتاليا 1941 ، ص 49 .
( 2 ) -Valakhsh( 3 ) -Hiuterland