است ، كه در موزائيك معروف « جنگ اسكندر و دارا » ترسيم كردهاند . « 1 » در بعضى سكهها پادشاه در برابر آتشگاه يا معبدى ايستاده و همان پرچم در نزديك او ديده مىشود . در سكه وات فرذات اول « 2 » تصوير اورهرمزد بابل گشاده در روى آتشدان رسم شده است . يكى از اين واليان وهوبرز « 3 » نام داشته است ، كه گويا همان ابرزس « 4 » باشد ، كه مقدونيان ساخلوى پارس را قتل عام كرد ( قرن سوم ق . م . ) « 5 » دسته دوم از شهرياران پارس ، كه در قرن دوم ق . م . حكمرانى كردهاند و مانند سلاطين سلسلههاى بعد لقب شاهى داشتهاند ، همچنين سكههايى بيادگار گذاشتهاند در مسكوكات اين سلاطين ، كه دو نفر بودهاند ، نقش معبد و پرچم سابق الذكر ترسيم شده است با اين اختلاف ، كه در بالاى پرچم تصوير مرغى ( كه گويا عقاب است ) ديده مىشود ، اما دسته سوم شاهان پارس ، كه سه نفر بودهاند و در قرن اول ق . م .
سلطنت ميراندهاند ، همچنين سكههايى دارند ، كه تصوير شاه را در حال عبادت در برابر آتشدانى نشان ميدهند . سكههاى دسته چهارم شاهان پارس « 6 » ( بين قرن اول ق . م . و آغاز قرن سوم بعد از ميلاد ) نيز اغلب شاه را در حالتى نشان ميدهند ، كه دست راست را دراز كرده و در مقابلش هلالى و ستارهء ترسيم شده است .
* * * شورش و اختلالى ، كه در آغاز قرن سوم ميلادى در ايالت پارس حكمفرما بود ، انحطاط قدرت اشكانيان را در آن عهد آشكار ميسازد « 7 » . ظاهرا هر شهرى ، كه
هامش
( 1 ) - راجع به درفش كاويان ، پائينتر فصل دهم را بهبينيد .
( 2 ) -Vatfradhat( 3 ) -Vahuburz( 4 ) -Oborzos( 5 ) - گوتشميد ، تاريخ ايران الخ ، ص 28 ؛ هرتسفلد ، پايكولى ، ص 69 .
( 6 ) - مردم پارس از خود پادشاهانى داشتند . اما اين شاهان داراى قدرتى نبودند ، زيرا تابع شاهان پارت بودند ( استرابو ، كتاب 15 ، فصل 3 ، فقره 3 و فصل 3 ، فقره 240 ) .
( 7 ) - تقريبا در حدود سال 196 ميلادى ولاگاز چهارم شورش بسيار خطرناكى را در فارس فرونشاند . ر ك به آن قسمت از تاريخ ديانتى آديابن ، كه ماركوارت در كتاب خود بنام فهرست مراكز ايالات ايرانشهر ( چاپ مسينا ) ، ص 93 - 92 ، ترجمه كرده است .