اكبر نامه و پادشاه نامه و طبقات اكبر شاهى و تاريخ عالمآرا و منتخب التواريخ كاملا مسطور است كه ايراد آن در اينجا موجب تطويل خواهد بود . بالاخره همايون در اول سپتامبر سنه 1545 مطابق سنه 952 هجرى قندهار را از چنگ ميرزا عسكرى ، نايب ميرزا كامران ، بيرون آورد و در شانزدهم نوامبر 1545 مطابق سنه 952 هجرى كابل را از ميرزا كامران گرفت و در بهار سنه 951 هجرى ميرزا سليمان را كه در بدخشان آغاز طغيان نموده و بر حكمرانى مستقل شده بود مغلوب و بدخشان را به قيد طاعت در آورد . در اوايل دسامبر سنه 1554 مطابق سنه 962 هجرى از كابل به عزم هندوستان حركت كرد . در 22 فوريه سنه 1555 مطابق سنه 963 به لاهور آمد . در 27 مه همانسال به سرهند رفت و در بيستم ژوئيه با اسكندر سور جنگيد و او را مغلوب ساخت . اسكندر سور داماد شير خان و اسم صحيح او احمد و در زمان سليم خان حاكم پنجاب بود كه بعد از سليم خان دم از استقلال زد و بر تمام مملكت ما بين رودخانهء سند و كنك فرمانروا گرديد و نام خود را اسكندر گذاشت . در بيست و چهارم ژانويه سنه 1556 مطابق سنه 964 هجرى همايون از اينجهان درگذشت و در كنار رود جمنا مدفون گرديد . چهل و نه سال و چهار ماه و ده روز زندگانى و بيست و پنجسال و ده ماه و پنجروز سلطنت كرد .
جلال الدين محمد اكبر پسر نصير الدين محمد همايون در دوازدهم اكتبر سنه 1542 مطابق سنه 949 هجرى تولد يافت . مولد او قلعهء امركوت در دوازدهم فوريه سنه 1556 مطابق سنه 964 هجرى در كلانور لاهور تاج سلطنت بر سر گذاشت و در آنوقت سيزده سال و چهار ماه از عمرش گذشته بود . معاصرين او را پادشاهى عظيم الشان و نيكوكردار شمردهاند . بلندى كوكب اقبالش نيز از فتوحات بزرگ او هويدا و ظاهر است ، تقريبا تمام هندوستان را به قيد اطاعت درآورد . تفصيل اين فتوحات در اكبر نامه كه ابو الفضل دبير و وزير اين پادشاه تصنيف نموده است و در طبقات اكبر شاهى و منتخب التواريخ مسطور است ، ظاهرا بر يك عقيده مذهبى ثابت قدم نبود و بنابراين متابعين تمام اديان از تعرض آسوده بودند . در سنه 1582 مطابق
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٥١