نظام الملك را در روز پنجشنبه هفدهم ذى القعده ( 19 فوريه ) باردوگاه همايونى ما روانه سازد . روز بعد هم خود محمد شاه با حال پريشان و آزردهاى درحاليكه عدهاى از نجبا و شاهزادگان او را مشايعت مىنمودند بحضور ما مشرف شد . وقتى كه امپراطور مىخواست به پيشگاه ما حضور بهمرساند چون ما خودمان از فاميل تركمن بوده و محمد شاه نيز تركمن است و بنابراين هردومان از نوادگان خانوادهء نجيب گوركان مىباشيم ما فرزند عزيز خود نصر اللّه ميرزا را براى استقبال او تا آنطرف اردوگاه خودمان فرستاديم ، امپراطور وارد سراپردهء ما شد و ما خاتم امپراطورى خودمان را به او عطا نموديم ، او آن روز در چادر شاهانهء ما بعنوان مهمان ماند ، چون ما با تركمنها قرابت و خويشى داشته و همچنين بواسطهء بخاطر آوردن شرافت و افتخارى كه مناسب و درخور اعليحضرت شاهنشاه است ما بامپراطور مراحم خود را ارزانى داشتيم و امر نموديم كه چادرهاى شاهى و خانواده و فاميل سلطنتى و شاهزادگان او را حفاظت نموده و از هرگونه تعرضى مصون دارند و ما با او بطريقى كه شايستهء مقامش بود رفتار نموديم »
ايرانيان خيلى دوست دارند اينرا نقل كنند كه نادر شاه در ضمن باليدن از زندگانى پرمشقت خود به محمد شاه قسم ياد كرد كه لباسش را از اول شروع به لشگركشى تا آنموقع عوض نكرده است و او براى اثبات اين مطلب قباى خود را گشوده و پيراهنش را كه مندرس و پاره شده بود نشان داد .
تسليم دهلى و غنائم آن
نادر پس از آن بسوى دهلى راند و در آنجا محمد شاه بطرزى فوقالعاده مجلل و باشكوه از او پذيرائى نمود ، اموال و نفائس و نقودى را كه اجدادش اندوخته بودند به او واگذار كرد . در ميان غنائم جنگى تخت طاوس مشهور و معروف بود كه تاورنيه آن را بشرح زير توصيف كرده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - من شرح مزبور را نظر باهميت آن براى ما ايرانيان ، از خود كتاب تاورنيه كه مشروحتر و مفصل است گرفتهام .