تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
مىآيد كه دويست و بلكه بيشتر هم وزن داشته باشد ، اما زمردها تا اندازه‌اى خوش رنگند ولى بعضى از آنها يخ زياد دارند و بزرگترين آنها ممكن است تقريبا شصت قيراط و كوچكترين سى قيراط باشند . من تا يكصد و شصت از آنها شمردم و به همين ميزان ياقوت يا بيشتر از آنها است . عقب روپوش تخت پوشيده از الماس و جواهر است و در دور آن ريشه‌اى از مرواريد آويخته‌اند و در بالاى روپوش كه به شكل گنبد است و چهار دانه دارد طاووسى ديده مىشود كه دم خود را بلند كرده و آن دم از ياقوت كبود و جواهرهاى رنگ ديگر است . بدن آن از طلاى ميناكارى و چند تيكه جواهر است ، از آن جمله ياقوت درشتى است كه در جلو شكم آنست و از آن مرواريدى به شكل گلابى آويزان است كه پنجاه قيراط تقريبا وزن دارد و زردرنگ است . در دو طرف طاوس يك دسته گل بزرگى است كه بقد همان پرنده است و از چندين نوع گلهاى طلاى ميناكارى با چند قطعه جواهر ساخته‌اند . در آنطرف تخت كه رو به حياط است شبكه‌اى از جواهر و الماس كه هشتاد تا نود قيراط وزن آن مىشود آويخته است و در اطراف آن ياقوتهائى است ، و وقتى كه شاه روى تخت نشسته است اين شبكه درست روبروى چشم اوست ، ولى آنچه به نظر من در اين تخت مجلل گرانبهاست اين است كه دوازده ستونى كه روپوش آن را نگهميدارند رشته‌هاى زيبائى از مرواريدهاى خيلى گرد و خيلى درشت دور آنها پيچيده‌اند و هردانه‌اى از آنها ممكن است از شش تا ده قيراط باشد . بفاصلهء چهار پا از تخت در چهار طرف دو چتر است كه در زمين كار گذاشته‌اند و ميلهء آنها كه هفت تا هشت پا ارتفاع دارد مرصع از الماس و ياقوت و مرواريد است . اين چترها از مخمل سرخ است كه زردوزى كرده‌اند و در اطراف آنها ريشه‌اى از مرواريد است . اين بود آنچه من توانستم به‌بينم از اين تخت معروفى كه تيمور آن را شروع كرده و شاهجهان آن را تمام كرده است و كسانى كه حساب جواهرهاى شاه و ارزش اين كار را دارند به من تأكيد كردند كه صد و هفت هزار لك روپيه تمام شده است