وقتى شنيد كه يك نيروى كرد شش هزار نفرى از ايرانيان مشغول حمله و غارت مىباشند نيروهاى خود را از آن دشت خارج ساخته به طرف دشمن پيش رفت . هردو طرف به تكميل تجهيزات خود مىپرداختند و وقوع نبرد بزرگى انتظار مىرفت .
نادر شاه تاكتيك هميشگى خود را كه عبارت از حملهء غافلگيرانه بود با موفقيت انجام داد و سعادت خان مغلوب شده اسير گرديد . يك ژنرال فرمانده ديگر نيز زخمى شد و فيلهاى هندى از گلولههاى آتشبار ايرانيان متوحش شدند و بدين طريق با آنكه از هر دو طرف نيروى كمى در كارزار شركت كرده بود ارتش عظيم هنديان تارومار شد .
نادر در نامهاى كه براى فرزندش نوشته و خوشبختانه تاكنون باقيمانده شرحى راجع به اين نبرد ذكر كرده و با آنكه طولانى مىباشد قابل ذكر است . « 1 »
« اين نبرد دو ساعت طول كشيد و دو ساعت و نيم ديگر سربازان فاتح ما مشغول تعاقب دشمن بودند ، تا وقتى كه فقط يكساعت بغروب مانده بود تمام جبههء جنگ از وجود دشمن كاملا پاك شده بود ، اما چون سنگرهاى اردوگاه دشمن و استحكامات آنها قوى بود ما نمىتوانستيم بارتش خود فرمان حمله بدهيم .
« پاداش پيروزى ما گنجهاى گرانبهائى بود كه از جمله عدهاى فيل بود كه جزو توپخانهء امپراطور بود . غنائم گرانبهاى ديگر از هرنوع بدست ما آمد . بيش از بيست هزار نفر از دشمن در جبههء جنگ كشته شده و عدهء زيادترى اسير شدند . فورا پس از اتمام اين نبرد ارتش امپراطور را محاصره كرده و براى بستن راه ارتباط و مراودهء آنها با نواحى مجاور همه نوع احتياطات را به عمل آورديم . در عين حال توپخانه و خمپارهاندازهاى خود را حاضر نموديم تا استحكاماتى را كه حريف ساخته بود با خاك يكسان نمائيم .
« در اردوى امپراطور اغتشاشى بمنتهىدرجه حكمفرما شده و انضباط نظامى به كلى از بين رفت و امپراطور به لحاظ احتياج مبرم و سخت پس از يك روز مجبور شد
هامش
( 1 ) - بسرفصل يعنى فصل حاضر نيز رجوع شود . ( مؤلف )