از اهميت موقع بىخبر بودهاند . بعلاوه آنان اميدوار بودند كه حصار قندهار غيرقابل تسخير باشد و حتى وقتى هم كه آن شهر بدست ارتش ايران افتاد يقين داشتند كه ايرانيان بكشور خود مراجعت مىنمايند درست مانند محمد خوارزمشاه كه خيال مىكرد طوائف مغول هرگز از جيحون عبور نخواهند كرد .
هجوم بهندوستان
نادر از قندهار متوجه كابل گرديد و در راه شهر غزنه را تصرف كرد . كابل كه كليد تنگهء خيبر و يگانه دروازهء كشور پهناور هندوستان است با آنكه مقاومت بسيار سختى نمود آخر الامر به تصرف ايرانيان درآمد . غنائمى كه بدست نادر آمد بسيار گرانبها بود كه آن گذشته از اسلحه و جواهرات پول نقد زيادى هم بود و اين پول در اين موقع براى نادر اهميت و ارزش زيادى داشت ، چه به آن وسيله توانست حقوق سربازانش را بپردازد . پس از اين موفقيت پيشرفت مهاجمين خيلى كند و بطئى بود ، زيرا قبايلى كه در حوالى تنگهء خيبر سكنى داشتند جلوى راه را گرفته اغلب باعث مزاحمت ميشدند ، با اين وصف قبل از آنكه اشخاص سستعنصر و منافق دهلى بفهمند چه اتفاقى رخ داده نادر پيشاور را تصرف كرد ، و از رود سند در ناحيهء اتوك عبور نموده بود .
نبرد كرنال 1151 هجرى ( 1738 )
محمد شاه در اين موقع حقيقت متوحش و هراسان شده هرقدر نيرو كه مىتوانست فراهم كرده بسوى دشت كرنال كه در ساحل راست رود جمنا و در شصت ميلى دهلى واقع است پيش رفت ، در آنجا او اردو زد و اطرافش را سنگربندى كرده و با سستى و كاهلى بانتظار مهاجمين كه بسرعت در پنجاب پيش مىرفتند نشست . نادر استحكام موضع خود را تشخيص داده و مردد بود كه چه روش و خطى را پيش گيرد سعادت خان يكى از شاهزادگان مهم هندوستان در آنموقع با سى هزار نفر بكمك محمد شاه آمد . او ورودش را بشاه گزارش داده و فشار آورد هرچه زودتر جنگ را شروع نمايد ، چه بواسطهء كمى خواربار و مهمات ممكن بود ارتش هند تجزيه شود . سعادت خان