تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
ولى عاقبت محاصره‌كنندگان تقريبا تمام شهر را تصرف نمودند قرار شد كه تبريزيان با خانواده‌ها و اموال خود از شهر خارج شده و مساكن خالى خود را بفاتحين واگذار نمايند . اگر اهالى اصفهان هم يك دهم شجاعت و دلاورى كه تبريزيان كه نژادشان بيشتر ترك است تا ايران از خود نشان داده بودند هجوم و حملهء محمود بدون‌شك منتهى بشكست ميشد . ترك‌ها آخر الامر پس از آنكه تمام ناحيهء غربى ايران را قبضه كردند بفتوحات خود خاتمه دادند .

تاجگزارى اشرف 1137 هجرى ( 1725 )

اشرف از لحاظ استعداد دماغى با محمود فرق داشته و از بسيارى جهات با عمش ميرويس شباهت داشته است . او در ميان هم قبيله‌هاى خود نفوذ و اعتبارى زياد داشت و وقتى كه بر تخت نشست روحيه‌اش تغيير كرد . اولين كار او قتل امان اللّه خان بسيار قابل وعدهء ديگر از رؤساء مقتدر قبائل بود و بعد اموال و دارائى آنان را ضبط كرد . اشرف براى اينكه ايرانيان را با خود همراه و از آنها استمالت كرده باشد خود را يك سلطان كريمى كه مايل است كفارهء خلاف و بدكاريهاى سلطنت خود را بدهد وانمود كرد و در تعقيب اين سياست او مادر محمود را مجبور ساخت كه يك شب را در ميدان شاهى در جوار اجساد شاهزادگان صفوى بسر برد و بعد آن اجساد را با شكوه و جلال تمام در مزار مقدس قم مدفون ساخت . براى تكميل اين نقشهء خود اشرف از شاه سلطان حسين تقاضا نمود كه تاج شاهى را از او مسترد دارد و آخر الامر پس از چندين بار تقاضا سلطان مخلوع صفوى تاج را گرفته بر سر گذاشت ، در طى سلطنت محمود ، اشرف بطور خدعه و تزوير با طهماسب بمذاكره پرداخته و كوشيد كه او را بدام خود بياورد و تا اندازه‌اى هم در انجام نقشهء خود موفقيت حاصل نمود ، اما طهماسب مخفيانه از خيال شوم او آگاه شده و فرار نمود و جان خود را نجات داد و اشرف اينرا بهانه نمود نجباى ايرانى را كه از قتل‌عامهاى سابق فرار كرده بودند بقتل رسانيد و پس از آن بتحكيم موقعيت و قدرت خود پرداخته و يك قلعهء مستحكمى در