اشغال دائمى آسياى مركزى را نداشتند ، بلكه ميخواستند خراسان را از حملات ازبكان محافظت نموده و بالاخره كشور ايران را بمرزهاى قديمى خود برسانند .
قسمت ( جنوب دور تر ) قندهار برسم هديه بايران داده شد . منتها همينجا رويهء ايران را نمىتوان به تجاوز تعبير نمود ، اگر بخواهيم اين مطلب را بعبارت ديگر ادا كنيم بايد بگوئيم هيچوقت ارتش ايران قسطنطنيه را تهديد ننمود و هيچوقت تركها در نتيجهء سياست و خطمشى ايران دچار اضطراب نشدند . باوجود آنكه ايران هميشه آرزومند بود بغداد و ايروان را از تركها پس بگيرد معهذا جز تهاجم و تاختوتاز به مغرب اين قلاع و استحكامات كوشش ديگرى به عمل نيامد .
در آنطرف مرز شرقى ايران سمرقند در شمال و دهلى در جنوب از خطر حملهء ايرانيان كاملا مصون بود . بنابراين صفويان را نميتوان با هخامنشيان و ساسانيان در يك رديف قرار داد . چه آنها امپراطورى جهانى تشكيل دادند ، ولى صفويان در صحنهء تاريخ نقش درجهء دوم را بازى نموده و فقط همشان مصروف بر اين بود كه حدود مرزهاى ايران را نگاهدارند و به همينقدر قانع بودند . معذلك حيثيت و اعتبار اين سلسله در نزد ايرانيان يكى بواسطهء صبغهء مذهبى و ملى آن و نيز شايد شناسائى و اعتراف به عظمت و شكوه آنان توسط نويسندگان اروپا خيلى زياد است .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 400
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٤٠٠