عزيمت نادر به داغستان
هنوز اوضاع داغستان تاريك بود ، داغستانيها قبه را فرو گرفتند و اوسمى « 1 » رئيس قراقيتاقها بترخو حمله برد ، ترخو پايتخت شمخال متحد نادر بود .
نادر از اطراف قارص عازم گرجستان شد و بجاى تيمورز ( طهمورث ) پادشاه عيسوى آنجا على ميرزا را كه تازه اسلام آورده بود والى كرد . تيمورز در كمال نااميدى به كوهستان شتافت و علم طغيان برافراشت ، روز 29 جمادى الاولى ( 17 اكتبر ) نادر وارد تفليس شد و بنابر عادت خود 6000 خانوار را به خراسان كوچانيد .
از تفليس نادر رو به جنگ خان كريمه قپلان گيراى نهاد كه از 1733 ببعد در داغستان توقف داشت . « 2 » در راه نادر طوايف لگزى جاروتله را تنبيه كرد كه به محل آوارهاى داغستان متوارى شدند .
نمايندگان دولت عثمانى در اين وقت وارد اردوى ايران شدند و خان كريمه به عجله مراجعت كرد و قبلا از جانب خود حكامى را نامزد بلاد مختلفه كرده بود ( سرخاى براى شروان ، اوسمى براى دربند ، الدار براى ترخو ) ، با وجود سرماى سخت نادر از راه آلتى آقاچ بداغستان لشكر كشيد ، خاص پولاد را شمخال كرد و اوسمى را عفو نمود و املاك قاضى آققوچه را بباد خرابى داد ولى بر سرخاى دست نيافت .
انتخاب نادر بپادشاهى ايران در مغان
در 8 رمضان ( 22 ژانويه 1736 ) نادر بملتقاى رود كر و ارس رسيد و در دشت مغان ( نزديك جواد ) اردو زد و همهء امراء و ولات را دعوت كرد . بحضار گفته شد كه در انتخاب شاه طهماسب ثانى يا شاه عباس ثالث كه زنده بودند يا هركس ديگر آزادند ، نادر اظهار داشت كه چون مقصود او انجام يافته ميخواهد به خراسان بازگشته گوشهاى اختيار كند ، تاج سلطنت را نپذيرفت مگر بعد از اصرار و ابرام ممتد و مشروط
هامش
( 1 ) - در زبان داغستانى اين كلمه اوتسمى نوشته مىشود .
( 2 ) - رجوع شود به كتاب بوتكف جلد اول صفحه 3 - 121 و كتاب اسميرنو موسوم به خوانين كريمه ، چاپ اودسا ، 1889 ص 55 .