خاقان خلد مرابع سلطان مراد خان واقع شده فيما بين دولتين مرعى و حدود و ثغورى كه در ميانه مقرر بوده به همان دستور استقرار داشته تغيير و خلل در آن راه نيابد شرط من بعد . . . آنچه لايق شأن طرفين و مقرون به صلاح دولتين باشد معمول و از امورى كه مهيج هيچ كدورت باشد . . . اجتناب شده انشاء اللّه تعالى اين دوستى . . . برقرار باشد .
ماده اولى حجاج ايران كه از راه بغداد يا شام عازم بيت اللّه الحرام باشند ولاة و حكام سر راه ايشان را محل به محل سالمين آمنين به يكديگر رسانيده . . . مراعات احوال ايشان را لازم دانند . مادهء ثانيه از براى تأكيد مودت . . . در سه سال شخصى از آن دولت در ايران و از ايران در آن دولت بوده و اخراجات ايشان از طرفين دستور داده شود .
مادهء ثالثه اسراى طرفين مرخص بوده و بيع و شرى بر ايشان روا نبوده هريك كه خواهند به وطن خود بروند . . . تذييل حكام سرحدات از حركاتى كه منافى دوستى است احتراز كنند و سواى آن اهالى ايران احوال ناشايست را كه در زمان صفويه احداث شده ترك و در اصول عقايد به مذهب اهل سنت سالك بوده و خلفاى راشدين بخير و ترضى ياد نمايند . . . آخرين تسويد اين قرارداد به روايت تاريخ نادرى در شهر محرم 1160 بود .
در وصول اخبار صلح به استانبول دولت عثمانى سفيرى به نام احمد پاشا كسريهلى با هداياى نفيس بدربار نادر فرستاد و دولت ايران هم متقابلا مصطفى خان شاملو را همراه ميرزا مهديخان منشى مؤلف تاريخ نادرى به دربار عثمانى مأمور ساخت .
فصل بيست و پنجم فاجعهء نهانى
نادر شاه با اينكه به آرزوى خود كه فتح بغداد و پيشروى تا سواحل بسفور بود نرسيد باز بواسطهء امضاى صلح با عثمانى خاطرش از دغدغه فارغ گشت و چندى به عيشونوش پرداخت ولى بسى نگذشت كه اخبار اغتشاش در سيستان و خراسان او