سابقا رسيدن تقيخان را از مسقط به بندرعباس در 1156 و كشتنش كلبعليخان را كه نخواست در عصيان او شركت كند ذكر كرديم . بعدا خواست رستمخان فرماندهء ناوگان بندرعباس را با خود شريك كند ولى او نيز امتناع نمود ، پس تقيخان با 2500 تن بسوى شيراز روانه گشت و عشاير فارس با استماع اين خبر محصلين نادرى را هر جا توانستند كشتند و آمادهء پيوستن به تقيخان گشتند .
نادر محمد حسينخان قرقلو را مأمور خواباندن فتنه ساخت و او با قواى خود حركت كرد . و در كازرون توقف نمود و در اين فاصله تقيخان به شيراز رفت و در آنجا اعلان استقلال كرد . قواى ديگر از خوزستان و كرمان و خراسان به امر نادر ره به اردوى سردار محمد حسينخان آوردند و چهل هزار سرباز با زنبوركچى و جزايرچى جمع آمدند و شيراز بعد از چهار ماه و نيم مقاومت در بيستم جمادى الاولى 1157 سقوط كرد و شهر و سكنه معروض قتل و غارت شدند و تقيخان و فرزندان و عيالش اسير و به اصفهان حمل گشتند و اهلوعيال او به انواع عقوبات گرفتار شدند و يك چشم خودش را درآوردند تا با يك چشم باقى سرگذشت فجيع نزديكان خود را مشاهده كند ولى او را چون وقتى نادر قسم خورده بود خونش را نريزد نكشتند . از عجايب دوران آنكه همين شخص دوباره مورد عفو نادر واقع گشت و او را با لقب مستوفى الممالك و مقام بيگلربيگى كابل مفتخر ساخت و اهل و عيالش از اسارت آزاد گشتند .
چون افراد محمد حسينخان جيره نگرفته بودند محصلينى از شيراز به بندرعباس فرستاده شد تا مبلغ چهل هزار تومان براى اين منظور جمعآورى شود و در خود شيراز و حوالى هم به اين نوع اقدام دست زده شد كه با مقاومت مردم مواجه ميگشت مبالغى نيز از شركتهاى خارجى انگليسى و هلندى مطالبه و اخذ ميشد .
در همان اوان كه تقيخان ياغى شد محمد حسنخان از قاجاريان « اشاغاباش » با عدهء از قاجار و تركمنها در استرآباد قيام نمود . نادر بمحض اطلاع بهبود خان را كه سردار اتك ( بين كلات و عشقآباد ) بود مأمور منكوب ساختن ياغيان نمود و ياغيان
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٧٠