خود عليقليخان ميرزا دستور داد و آن طايفه را بعد از مقاومت شديد تارومار نمودند . حسين پاشا والى موصل بنا را به مقاومت نهاد و عدهاى را براى مقابله با جلوداران ايران گسيل داشت ولى آنعده شكست خورد .
در 25 رجب 1156 لشكريان نادر در محل « ياريمجه » جوار مرقد حضرت يونس توقف كرد و به حكم نادر پلهائى در بالا و پائين موصل بر دجله ساختند و موصل در محاصره نهاده شد . و اين اخبار وحشتى زياد در استانبول بوجود آورد . ايرانيان با توپخانهء قوى در چند جاى شهر كه به سختى از خود دفاع ميكرد و در اين عمل عيسويان هم شركت مؤثر داشتند رخنه كردند ولى نتوانستند تصرف كنند .
در اين موقع خبر طغيان جديد عشاير لزگى از طرفى و قيام يك مدعى بنام صفى ميرزا كه با حمايت تركها از قارص به مرز حركت كرده بود به اطلاع نادر رسيد و نيز شايع شد كه « منگوقاآن » سلطان چين درصدد نبرد با نادر برآمده . اين وضع سبب شد نادر با حسين پاشا از در صلح درآيد و سلطان به شرط عقبنشينى نادر از بلاد عثمانى صلح را پذيرفت . نادر در رمضان به كركوك و قرهتپه برگشت و قسمت عمدهء نيرو را در آنجا مستقر ساخت و خود با عدهء كمى به زيارت عتبات شتافت و در زيارت كربلا همسرش رضيّه بيگم دختر شاه سلطان حسين مبلغ بيست هزار نادرى براى « تعمير مسجد جامع پشت سر مبارك » اهدا نمود . از آنجا از راه حله به نجف اشرف عزيمت نمود و در آنجا مجلسى مركب از علماء ايران و افغانستان و بلخ و بخارا و بين النهرين گردآورد تا در مسائل مذهبى به مشاوره پردازد و نظر آنان را جلب كند در ضمن دستور داد گنبد شريف را زراندود سازند .
تفصيل مذاكرات دينى نجف به منظور « رفع شبهه و نزاع از ميانه امّت » در تاريخ نادر آمده و خلاصه آنكه ميان علما در باب قبول مذهب جعفرى و لزوم خوددارى از لعن و سبّ خلفا وحدت حاصل شد . « 1 » درين بين گوهرشاد بيگم والدهء نصر اللّه ميرزا
هامش
( 1 ) - مرجع ديگر كه مؤلف ارجاع مىكند « كتاب الحجج القاطعه لاتفاق الفرق الاسلاميه » تأليف عبد اللّه بن حسين السويدى است كه به سال 1324 هجرى در قاهره به طبع رسيده .