عنقريب با « موكب جهانگشا » بسوى عثمانى پيشروى خواهم نمود . آنگاه پيشروى بسيار دشوار بسوى دشت مغان آغاز كرد و در آنجا بيست روز به سربازان و حيوانات راحتباش داده شد سپس سپاه بسوى جنوب حركت كرد و در 24 ربيع الثانى به مريوان رسيد كه شاهزادگان نصر اللّه و شاهرخ و امامقلى در آنجا به نادر پيوستند . هم در اين محل هدايائى از طرف محمد شاه به پادشاه ايران رسيد و نادر بسوى سنندج روانه گشت و در آنجا جواب احمد پاشا والى بغداد كه نادر در عزيمت از داغستان تسليم بغداد را ازو خواسته بود به نادر رسيد كه براى اين عمل استمهال ميكرد در هر صورت نادر قواى خود را براى تصرف سامرّه و نجف و كربلا و ساير بلاد بين النهرين فرستاد و از آن سوى به محاصرهء بصره دستور صادر كرد . در اواخر بهار نصر اللّه ميرزا و ساير شاهزادگان را به همدان فرستاد و هدايائى به محمّد شاه ارسال داشت و فرمان صادر كرد براى ذخيرهء زمستان كه قصد داشت در جوار بغداد بگذراند خواربار گردآورند و در شهر زور انبار كنند . خالد پاشا والى شهر زور از استماع خبر پيشروى نادر فرار كرد و قواى نادر به پيش رفت تا در 14 جمادى الثانيه به كركوك رسيد و قلعهء آنجا را كه متحصنين در آن دفاع ميكردند ويران ساخت و در آن محل به اميد اينكه شايد سلطان جواب مساعد دهد توقف نمود ولى معلوم شد شيخ الاسلام عثمانى ايرانيان را مخالف دين شناخته و خون آنان را مباح ساخته و سلطان نيز به حاج حسين پاشا والى موصل دستور دفاع داده . نادر در ازاء اين خبر فرمان حركت بسوى موصل داد و نيروى او به حمله و تخريب دست زدند از جمله نقاط ويرانشدهء محل گرمليس يا بنام ديگر « گوگميلا » « 1 » بود كه بسال 331 قبل از ميلاد داريوش سوم در آنجا از اسكندر بشكست واپسين خود معروض شد . نيروى نادرى پيشروى خود را ادامه داد و در اينموقع مردم محل التون كوپرو بعد از انقياد بعرض نادر رساندند كه طايفهاى در آن ناحيه به شيطان پرستش ميكنند منظور آنان يزيديها بودند نادر به نوهء
هامش
( 1 ) - گميلا به زبان آرامى همانست كه به تازى جمل گويند معنى گوگميلا يعنى شترگردن و به همين مناسبت آنجا را به تركى « دوهبويونى » گويند .