پيشروى خود ادامه داد و باوجود آتش توپخانه دشمن از دماغه ارتفاعات عبور نمود و به اراضى مسطح جوار قندهار رسيد و به محل سرخ شير دو ميلى جنوب شرقى قندهار آمد و دستور داد در آنجا شهرى بنا كنند كه بارو و قلاع و مساجد و بازار و كاروانسرا داشته باشد و دستور داد هريك از كسانش خانهاى در آنجا بنام خودش بسازد . اين شهر را نادرآباد نام نهادند .
ايرانيان قندهار را كه بسيار مستحكم بود در خط محاصره نهادند و سنگر و برجها به دو شهر بنا نمودند فقط اشكال آنها با زيادى عده سپاه نادرى غير كافى بودن خواربار نواحى قندهار بود و مجبور مىشدند از كرمان و سيستان گندم حمل كنند . در اين ضمن عدهاى از غلجاييان شكست خوردهء اطراف به هندوستان فرار ميكردند و نادر در تعقيب سفارشهاى سابق خود باز هم پيام بدربار محمد شاه مىفرستاد كه از راه دادن به فراريان خوددارى كند . نقاط اطراف مانند زمينداور و صفا و كلات غلجاى پشت سر هم تسليم لشگريان نادرى ميشد و لشگر مركزى قويتر ميگشت . سرانجام حسين سلطان چاره جز تسليم نديد و قندهار مسخّر گشت و نادر با دشمنان خود از راه گذشت و بخشش رفتار نمود و سكنهء قندهار را واداشت به نادرآباد انتقال جويند و آنجا مقر ناحيه قندهار گردد و براى قندهار و گرشگ و بست و زمينداور حكامى تعيين نمود . اين واقعه فتح قندهار دوم ذلحجه 1150 هجرى اتفاق افتاد و با انجام آن كليه سرزمينهاى از دست رفته ايران استرداد شد . نادر بعد از اين فتح دو ماه در نادرآباد توقف نمود كه درين مدت براى حمله به هندوستان آماده ميگشت . در اين بين مصطفى پاشا فرستاده سلطان عثمانى به نادرآباد رسيد و با اعتذار عرضه داشت كه سلطان از عهده قبول ركن پنجم قرار دادن مذهب جعفرى و شناسائى آن مذهب بر نمىآيد و اظهار نمود رفتن حجاج ايرانى به مكه از راه سوريه صلاح نيست و بهتر است از راه نجف بروند . نادر در جواب اظهار داشت كه اين مسئله با اين طرز حل شدنى نيست و لازم است بار ديگر مورد مطالعه سلطان قرار گيرد . با اين منظور عليمردانخان شاملو را كه مأمور دربار مغول بود بعنوان سفير دربار عثمانى تعيين نمود
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٣٧