4 - اسيران طرفين آزاد گردند و هرگز مورد خريد و فروش واقع نشوند .
5 - هريك از دولتين در دربار ديگرى سفير داشته باشد .
با اينكه با پادشاهى نادر موافقت عملى شد باز بواسطهء تهيه نشدن مهر سلطنتى و قوالب براى ضرب سكه ايضا به علت اختيار ساعت از طرف منجمين تاجگذارى رسمى اندكى تأخير افتاد تا اينكه آن مراسم در 24 شوال 1148 ( 8 مارس 1736 ) انجام يافت .
بلافاصله نادر براى اعلان تاجگذارى نمايندگانى بدربار روسيه و عثمانى فرستاد و سفير خود عبد الباقيخان را دستور داد قبول شرايط صلح او را از دربار عثمانى بخواهد .
در مراسم تاجگذارى امرا و رجال با لباسهاى فاخر حضور داشتند و تاج شاهى كه بروايت يك روحانى ارمنى حاضر در مجلس بنام ترتومه « 1 » به شكل خودى مزيّن با جواهر و مرواريد بود ، از طرف ميرزا زكى نامى بر تارك نادر نهاده شد در آنموقع همه حاضرين غير از ملّائى كه دعا ميخواند تعظيم بجا آوردند و بعد دستها را به روى سر خود بلند كردند بعد سورهء فاتحه خوانده شد و جملگى صورتها بسوى زمين در حال ركوع ايستادند تا اينكه قرائت بپايان رسيد . « 2 »
شاعر قوام الدين بدين مناسبت ماده تاريخى پيدا كرد كه عبارت بود از « الخير فيما وقع » و بعضى نكته سنجان زمان آن را « لا خير فيما وقع » گفتند كه ارقام حروفش همان است . يك شاعر عراقى هواخواه صفوى نيز اين بيت را ساخت :
بريديم از مال و از جان طمع * بتاريخ الخير فى ما وقع !
در همانروز مراسم نادر شاه ميرزا مهديخان را از رياست رقمنويسان برداشت و او را بتاريخنويسى برگماشت و بجاى او ميرزا مؤمن را تعيين نمود .
بعد از مراسم كه سه روز ديگر ادامه داشت نادر عباس سوم را نزد پدرش طهماسب
هامش
( 1 ) -Ter Thouma( 2 ) - شايد بلند كردن دستها به بالاى سر كه راوى ديده براى دعا و آمين بوده .