تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
را كه مردانه رفتار كنند پاداش و آنهائى را كه در موقع امكان مقاومت شانه از مسئوليت خالى ميكنند با مرگ كيفر ميدهد . در اوايل خدمت خود در موارد متعدد استعداد و دلاورى و وفادارى خود را نشان داد و هروقت خود را مشمول لطف پادشاه ميديد به او يادآورى ميكرد كه متملقين و خائنين را بشناسد و او را واميداشت كه اينان را مجازات و آنان را از خود دور كند . » قبل از حركت نادر از اصفهان شاه ناچار با اشارهء نادر نامه‌اى با ايلچىگرى رضا قليخان شاملو سردار سابق سلطان حسين به دربار عثمانى فرستاد و تخليه اراضى ايران را خواست . درين بين افغانهاى كرمان از سرنوشت اشرف اطلاع حاصل نمودند و بعد از ويران ساختن قلعه آنجا از شهر بدر رفتند زمستان سخت همانسال نادر از راه ابرقو و مشهد مادر سليمان رو به شيراز رهسپار شد و در زرقان 21 فرسخى شمال شرقى شيراز با اشرف كه با بيست هزار نفر در انتظار او بود مصاف داد و باوجود ايستادگى سخت افغانها بعد از نبردى شديد آنها را درهم شكست و آنها با بىنظمى تمام به شيراز گريختند . در اينموقع اشرف محمد سيدالى خان نامى را با دو افغانى ديگر نزد نادر فرستاد و درخواست عفو كرد . نادر موافقت نمود بشرطيكه اسيران خاندان شاه سلطان حسين كه گويا زن بودند ، استرداد شود اشرف به اين شرط عمل كرد ولى بدستور سيدال به منظور فرار به قندهار از شيراز به راه افتاد نادر خدعه را دريافت و عده‌اى در تعقيب افغانان اعزام داشت و در پل فسا جنگى سخت وقوع يافت عده زيادى از افغانان كشته شدند و عده‌اى در رودخانه غرق گشتند و اشرف به لار فرار كرد . برادر اشرف با خزاين براى جلب اعراب بجنوب رفت و موفق نشد و سرانجام بدست اعراب عمان كشته يا پراكنده شدند . خود اشرف با دو هزار تن ، فرار خود را رو به مشرق ادامه داد . در باب پايان كار اشرف روايات مختلف است عقيده مشهور اينست كه وى در مرز بلوچستان و سيستان بدست يكى از پسران عبد الله خان كه از سران قبيله راهوى بود كشته شد ولى گويا حقيقت اينست كه وى در جوار محل زردكوه بدست مأموران حسين سلطان
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 315 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى