يورش روم كرده از راه شهر زور به موصل رسيد حسين پاشا والى موصل و پاشايان ديگر كه از روم بامداد آمده بودند و مركب جلادت در ميدان ابادت به جولان در آورده به اندك حمله و صدمه از سپاه شاه فلكجاه كنج حصار را بر پهنه پيكار راجح يافتند و از غرش توپهاى رعدآواز و گلوله آتشفشان مرگ آغاز حصارى بودن نيز بيارستند و امان خواستند و علما و افنديان استمهال جسته به جهت التيام كار به اسلامبول رفتند و شاه به جانب كركوك رفته بنه و آغروق را در قراتپه گذاشته به قصد زيارت اماكن مقدسه تعجيل نمود و در شهر وان سليمان پاشاى كدخداى بغداد و محمد آقا از جانب احمد پاشا والى بغداد پيشكشها آورده مخلع بازگشت نمودند و نادر شاه به زيارت كربلاى معلى و نجف اشرف رفته اظهار اخلاص كرد صاحب تاريخ جهانگشاى نادرى نگاشته كه شاه به زيارت مزار نعمان بن ثابت كوفى مشهور به ابو حنيفه و امام اعظم رفته و يك الف نادرى به صيغه نذر به خدمه آن مقبره داد و اظهار ارادت نمود و آنگاه از راه حله به نجف اشرف مشرف شد و در آن شهر مقدس علماى سنى و شيعه را جمع نموده تحقيق مذهب خواست بعد از گفتوشنود اختلاف را به ائتلاف تبديل و به حكم سلطانى وثيقه نگاشتند و در آن حرم محترم يعنى در خزانه نجف اشرف گذاشتند كه سب و رفض ممنوع و متروك و مذهب حقه جعفريه خامس مذاهب اربعه و در دكن شافعى شريك و به آئين خود با امام نماز گذارده باشند و امير ايشان ثانىامير حاج مصر و شام باشد و هرساله تعيين شود و در كمال عزت اهالى ايران به مكهء معظمه مشرف شوند و اسراى طرفين مطلق العنان گردند و بيع و شرى بر ايشان روا نباشد و پس از تذهيب گنبد عرش رتبت حضرت امير المؤمنين على ( ع ) به نادر شاه خبر اغتشاش و انقلاب شيروان و داغستان رسيد .
در بيان فتنه سام ميرزا در داغستان و شيروان و تنبيه آن مفسدان
اجمال اين مقال آنكه بعد از قتل ابراهيم خان محمد على خان پسر او به حكومت داغستان و لگزيه مفتخر بود و او را ابراهيم خان ثانى ميناميدند و در آن ايام مجهول