عبد الله پاشا آن حركت را مايه فتورى و قصورى دانسته با سپاه از قلعه بدرآمده روانه ايروان شد .
ذكر محاربه خان والاشان طهماسبقلى خان افشار با عبد الله پاشا سرعسكر روميه و صادرات آن ايام
طهماسب قليخان بنه و آغروق را با اردوى همايون بكوكجه تنكيز روانه كرده پانزده هزار سوار با خود نگاهداشت و سرعسكر با هفتاد هزار سواره و پنجاه هزار پياده ينكچرى وارد بياغار ورد از اعمال ايروان شد و احتياطا در دامنه كوه نزول كرد لشكر قزلباش نيز در اخىكندى بماند و روميه از قلعه برآمده از پشت سر اردوى همايونكنار زنگى چاهى را فرو گرفته كه اگر لشكر قزلباش از فراز تپه به مقابله پردازد ايشان بر سر اردوى ايرانى روند و اردوى سرعسكر نيز از جاى حركت و بناى كوج كرده نهاده طهماسب قليخان و پانزده هزار سوار وى از فراز تل مانند اجل سراشيب شده چون سيل بهارى به جانب اردوى سرعسكر جارى شدند روميه نيز مهياى ستيز كرده به حكم سرعسكر توپخانه را دو دسته نموده بر يمين و يسار بردند و دسته يمين را بر فراز تل بداشتند و خود در پناه تل بايستاد و از طرفين توپ و تفنگ مقدمه گرمى ميدان جنگ شد طهماسبقليخان با جمعى جزايرچيان بر سر توپخانه فراز تل كه مأمن سرعسكر بود اسب انداخت و جمعى نيز به توپخانه دست چپ فرستاد و قول بزرگ را به قلب لشكر روميه صلا داد اول توپخانه بالاى تل به تصرف دليران يل آمد و قلب عسكر ازين كار منقلب گشته روى به وادى فرار آورد و سواران از يمين و يسار بر پياده و سوار حمله بردند و كار به جائى رسيد كه يكتن چريك ايرانى ده تن ينكچرى رومى را شكارىوار به پيش انداخته همىآورد و سرها در سم اسبان مىغلطيد و تنها در زير نلغ فرسوده مىگشت .
نظم
ز بس خون كه بر خاك پاشيده بود * زمين همچو روى خراشيده بود