تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
تبرزين به خون يلان گشته غرق * چو تاج خروسان جنگى بفرق فتاده در آن پهن دشت درشت * سر ناتراشيده چون خارپشت
در آن روز پنجاه هزار كس از سپاه روميه عرضهء شمشير و تير شد و عبد الله پاشاى سرعسكر را رستم نامى قراچورلو گرفته و در راه كشته سرش را به حضور آورد و مصطفى پاشا والى ديار بكر كه داماد سلطان محمود خان خواند كار روم بود در رزمگاه بدست جليل بيك عرب ميش مست گرفتار و چون مجروح بود بمرد جسد او را به حضور خان غيور آوردند توپخانه و احمال و اثقال و خيام و دواب فزون از حدود حساب به تصرف سپاهيان درآمد و تيمور پاشا هزيمت شده بدر رفت و اين فتح بزرگ در شهر محرم يكهزار و يكصد و چهل و هشت اتفاق افتاد وصيت آن به اطراف رفت و به حكم خان والاشان نعش سرعسكر را به سر او ملحق كرده به قارص فرستاد و جسد سارو مصطفى پاشا را به قلعه ايروان روان كرد و گرفتاران روميه را كه سى هزار بودند انعام داده مرخص فرموده به اطراف آفاق خبر بردند بابا خان چاوشلو را با شش هزار سوار به محاصره ايروان مأمور نمود و خود به گنجه عزيمت فرمود على پاشا والى گنجه از در استيمان درآمده امان يافت گنجه را به تصرف داده روانه روم شد اسحق پاشا نيز بدين سنت سنيه تفليس را سپرده جان بدر برده طهماسبقلى خان بقارص رفته تيمور پاشاى ملى و حاكم قارص به قلعه‌دارى كوشيدند و به اشارت احمد پاشا وزير بغداد قارص را به تصرف دادند و به روم رفتند و بعد از تخليه قلاع و بلاد آذربايجان و استخلاص آن ولايت از تصرف روميه و روسيه طهماسب قلى خان را حشمت افراسيابى و شوكت تيمورى حاصل شد و به دعوى اناولا غيرى سر برآورد و چون موكب فيروزى كوكب به چولگاه موغان رسيد تمام حكام و امرا و اعاظم و اعيان و علما را طلب كرده بود و اجتماع داشتند و زياده از صد هزار كس در اردو بود روزى همه را احضار كرده فرمود كه غرض ما استخلاص ملك از دست بيگانگان افاغنه و روسيه و روميه بود اكنون بعون الله مستخلص شده اراده داريم كه ملك ايران را به صاحبان ملك شاه طهماسب و عباس ميرزا سپاريم و به كلات رفته گوشهء اختيار كنيم