تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
خود از راه بيابان به حويزه شتابان شد پس از نظم آنجا به شوشتر رفته به قتل ابو الفتح خان والى شوشتر و نهب و غارت شهر اشارت رفت و باباخان فيلى و سران كردستانى را با بيست و چهار هزار نفر به تنبيه متمردان بختيارى روانه و خود از هرمز به بهبهان حركت نمود و خبر رسيد كه محمد خان بلوچ از شيراز حركت كرده روانه شولستان الوار است به تعجيل از بهبهان گذشته به احضار اسمعيل خان و طهماسبقلى خان جلاير مأمورين مدافعه محمد بلوچ فرمان داد و در گنبدان مشهور به دوگنبدان به اردو رسيدند و محمد خان بلوچ دربند شولستان كه دو سوى آن كوه بلند است سنگر بسته با سپاهيان فارس در آنجا نشسته بود طهماسبقلى خان از باشت با وى به نيم فرسنگى دربند آمده نزول نمود و تفنگچيان پياده رو را به دو طرف كوه مأمور كرد ميانه تفنگچيان محمد و ايشان گلوله تگرگ‌وار سفير سفر دار البوار بود تا بالاخره محمد بلوچ فرار و گريزان به جانب لار رفت سه هزار نفر از تفنگچيان فارسى كه باقىمانده جنگ گريز مىكردند گرفتار شدند و به قتل آمدند و بسيارى از اعيان اعراب و اعاظم بنادر را كوچانيده به حدود استرآباد بردند و عيد نوروز پيروز سال يكهزار و يكصد و چهل و شش را در شيراز به عيش و عشرت دمساز بود و ميرزا تقى شيرازى را به حكومت فارس معين و طهماسب قلى خان جلاير را به انتظام آن صفحات گذاشته به جانب اصفهان نهضت فرمود و در راه خبر ولادت شاهرخ ميرزا صبيه‌زاده خاقان شهيد شاه سلطان حسين صفوى رسيد و بعد از ورود اصفهان به عزم استرداد ولاياتى كه در تصرف روسيه و روميه بود به همدان آمد و خبر گرفتارى محمد خان بلوچ در بنادر فارس به دست طهماسبقلى خان جلاير دررسيد و بعد از ورود چشمان او را برآوردند و عنقريب بمرد و از همدان به صاين قلعه رفته سه هزار خانوار افشار ارومى را كه كوچانيده بودند به حكم طهماسبقلى خان به خراسان روانه كردند و از آنجا خود به مراغه و مغان آمد و طالشيه آستارا كه سركشى مينمودند گوشمالى بليغ داده روانه اردبيل شد و معلوم شد كه نوشته وكالت احمد پاشا در باب مصالحه در نظر سرخاى خان لگزى حاكم شيروان و ديگران منشأ عظمى و امتتالى نشده بلكه سرخاى گفته كه