تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
از آب گذشتند و جمعى از اهالى داغستان كشته شدند و سرخاى به جانب چركس فرار اختيار كرد و قموق به تصرف دليران قزلباش درآمد به نهب و غارت ويران شد خاص فولاد خان پسر عالدگراى خان شمخال به حضور نايب السلطنه افشار رسيد و مورد الطاف گرديد و متعهد خدمات شد و از تقصيرات لگزيه تشفع و توسط پيشه كرد و اهالى گن‌بلد معفو شدند و خان ذيشان افشار عزم مراجعت كرد و از راه مشكنجه و شاه‌داغى البرز به قونقاشين و قبله و از آنجا به شماخى آمدند و از شماخى به گنجه نهضت نمود و در طرف كليسيا كندى خيام ماه قباب سلطانى به مهر و ماه پيوست على پاشاى حاكم گنجه با فتحگراى سلطان تاتار به قلعه‌دارى پرداختند و مدتى مديد از طرفين نايره محاربه اشتعال داشت و بسيارى از مردم معتبر به قتل آمدند و از محاصره گنجه خاطرها رنج شد و مفتوح نگرديد و در سال يكهزار و يكصد و چهل و هفت بواسطه سفراى روسيه قرار مصالحه شد و دربند و بادكوبه و ساليان را به دولت ايران واگذاشتند و اسراى طرفين مستخلص و مطلق العنان شدند و چون قلعه در جاى نامناسب واقع بود به حكم خان ذىشان طهماسبقلى خان در چهار فرسخى اقسو قلعه عالى و محكم ساختند و اهالى شماخى را به آنجا ساكن كردند و دار الملك شيروان شد و خبر رسيد كه عبد الله پاشا سرعسكر روم با سپاهى به عدد نجوم به قارص آمده و در آنجا ساكن است خان والاشان افشار گروهى را به غارت قارص فرستاد و جمعى را به سد طرق گنجه مأمور كرد و فوجى را به بستن راه لگزيه فرستاد و طايفهء را به نخجوان و ايروان روانه نمود و خود حركت كرده از راههاى صعب به تفليس و از آنجا به يك فرسنگى قارص آمده در برابر قلعه نزول اجلال وقوع يافت سرعسكر روميه به قلعه‌دارى پرداخت و تيمور پاشاى ملى را با يكصد و بيست هزار كس به مقابله مأمور ساخت كه پشت به حصار داده و قدم در ميدان ننهاده به مدافعه پردازند و جمعى بر تلى بلند ازدحام داشتند سپاهيان قزلباش بر سر آنها تاخته بسيارى را قتيل ساخته جمعى به جانب وان و ارزنة الروم و جمعى به ميان قلعه گريختند و با آنكه به پاشا پيام تند و نامهء تلخ ارسال رفت از قلعه به مقابله مدخان والاشان بسوى ايروان توجه كرد